تبلیغات
Islamic Iran | ایران اسلامی

 English  العربیه  Deutsch  Italiana  Español  Россию  日本  中文  한국어  Türkçe                                                                                                                                          صفحه نخست               تماس با ما                پست الکترونیک    

نویسنده
آمار وبلاگ



مطالب اخیر
1 |2 |3 |4 |5 |6 |

برای مشاهده تصویرِ بزرگتر روی هرکدام کلیک کنید . . .

Islamic Republic of Iran - جمهوری اسلامی ایران  Islamic Republic of Iran - جمهوری اسلامی ایران

Islamic Republic of Iran - جمهوری اسلامی ایران

Islamic Republic of Iran - جمهوری اسلامی ایران


موضوعات مطلب :
گرافیک,
نوشته شده توسط پیمان وزیری در 1389/10/27 و ساعت 11:58
نظرات

مسجد الاقصی


مسجد الاقصی را باید یکی از مقدس ترین اماکن اسلامی برای مسلمانان جهان توصیف کرد. این مسجد اولین قبله مسلمانان جایی که در دوران پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) ایشان به سوی این مسجد به اذن خداوند نماز بپا می داشتند و همچنین سومین حرم شریف پس از مسجد الحرام و مسجد النبی در مکه و مدینه است . مسجد الاقصی به گواه تاریخ نویسان دومین مسجد ساخته شده بر روی زمین پس از بیت الله الحرام محسوب می شود. نقل است که " حضرت آدم (علیه السلام) آنرا ساخته وزیر بنای آنرا چهل سال پس از ساختن بیت الله الحرام بنا به دستور خداوند نهاده است.
بنابراین صرف نظر از اعتقادات دینی ما مسلمانان ، قدمت ساخت این مسجد به بیش از یکهزار سال نیز سبب توجه جهانی به این مسجد خواهد بود.
در قرآن مجید آمده است " سبحان الذی اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر".
توصیف مسجد الاقصی:
مسجد الاقصی شامل منطقه ای است مستطیل شکل در جنوب شرقی شهر قدس که دور تا دور آنرا دیوار در برگرفته واین دیوارها هم در داخل دیوارهای بخش قدیمی شهر قدس قرار گرفته اند.
مساحت مسجد حدود 144 دونم (هر دونم هزارمتر مربع) است وشامل مسجد الاقصی ، قبه الصخره به همراه آثار دیگری که تعداد آنها به 200 اثر می رسد .مسجد الاقصی بر فراز فلاتی کوچک به نام فلات موریا ساخته شده است که "صخره" مشرفه بالاترین نقطه آن است ودقیقا در مرکز محوطه مسجد قرار گرفته است.
ابعاد مسجد از جنوب 281 متر ، از شمال 310 متر ، از شر 462 متر واز غرب 491 متر است .
این مساحت یک ششم مساحت بخش قدیمی شهر قدس را تشکیل می دهد .
این ابعاد از زمان ساخته شدن این مکان بعنوان مسجدی برای نمازگزاردن تغییر نکرده است وبر خلاف مسجد الحرام ومسجد نبوی در مکه مکرمه ومدینه منوره این محدوده در طول تاریخ خود شاهد توسعه مساحت نبوده است.
مسجد الاقصی چهارده دروازه دارد که پنج یا چهار دروازه از آنها بعداز فتح این شهر توسط صلاح الدین بسته شدند این دروازه ها عبارتند از باب الرحمه از شرق ، باب المنفرد ، المزدوج والثلاثی در جنوب از دروازه های بسته شده بودند.
اکنون ده دروازه همچنان باز می باشد که عبارتند از : باب المغاربه (النبی) ، باب السلسله (باب داوود) ، باب المتوضا (باب المطهره)، باب القطانین ، باب الحدید ، باب الناظر و باب الغوانمه (باب الخلیل) که همگی در قسمت غربی ونیز باب العتم (باب شرف الانبیاء) ، باب حطه ، باب الاسباط هم در بخش شمالی واقع اند.
مسجد الاقصی دارای چهار گلدسته است.

مسجدالاقصی


نام ها :
مسجد الاقصی
نامی است اسلامی که خداوند برای این مکان برگزیده ودر قرآن کریم به آن اشاره شده است .
" سبحان الذی اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر".
اقصی به معنای دورترین است ومقصود از آن اینکه این مسجد نسبت به دو مسجد بزرگ دیگر مسلمانان در مکه ومدینه دورتر ست.
مسجد الاقصی پیش از آنکه این نام در قرآن ذکر شود به بیت المقدس معروف بود.
مسجد الاقصی به اشتباه حرم قدسی شریف خوانده می شود این در حالی است که توصیف حرم تنها برای مسجد الحرام ومسجد النبی می باشد.
مهمترین آثار موجود مسجد الاقصی (حرم شریف)
مقصود از حرم شریف، آن منطقه قرار گرفته بر روی تپه کوچک و یا سکوی مختلف الاضلاع واقع در ضلع جنوب شرقی بخش قدیمی شهر قدس می باشد. ابعاد اضلاع محدوده حرم شریف بدین شرح است.
ضلع جنوبی ( 281 م )
ضلع شمالی ( 310 م )
ضلع شرقی ( 462 م)
ضلع غربی ( 491 م )
این منطقه از دو ناحیه جنوبی و شرقی به حصار شهر که تاریخچه آن به دوران اسلامی سلسله ایوبی ها، مملوکی ها و عثمانی باز می گردد، احاطه شده است. واما از دو ناحیه شمالی و غربی، مسجد به رواقهایی احاطه شده که در دوران ایوبی ها و مملوکیان ساخته شده بود.
مسجدالاقصی از تعدادی ساختمان تشکیل شده است که به همراه مساجد ، گنبدها ، رواق ها ، منابر ، گلدسته ها وغیره به 200 اثر می رسند.

قبه الصخره

مسجد قبه الصخره


قبه الصخره (گنبد صخره) ساختمان هشت ضلعی است که گنبدی طلایی بر آن قرار گرفته است ، موقعیت آن به نسبت مسجد الاقصی به مانند قلب در بدن انسان است ودقیقا در سمت چپ مرکز آن قرار گرفته است ، این گنبد به مثابه گنبد تمامی این محوطه محسوب شده ویکی ازقدیمی ترین وعظیم ترین آثار اسلامی شاخص است.
علت نامگذاری آن به این اسم وجود صخره ای در داخل آن است که از روی آن پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به آسمان عروج کردند ودر واقع بلند ترین بقعه مسجد الاقصی هم محسوب می شود.
قبه الصخره اکنون مصلای زنان در مسجد الاقصی است ، این صخره آنگونه که گفته می شود دیگر بین زمین وهوا معلق نیست بلکه غار کوچکی در زیر آن قرار دارد.
مسجد قبلی (با کسر قاف وتسکین)
این مسجد در بخش جنوبی مسجد الاقصی به طرف قبله قرار گرفته است واز این رو به مسجد جامع قبلی شهرت یافته است ، این مسجد با گنبد طوسی رنگش اکنون مصلای اصلی مردان است .این مسجد در محلی که عمر بن الخطاب در زمان فتح قدس در سال 15 هجری در آن نماز گذارد ساخته شده است ، بنای این مسجد را عبد الملک بن مروان آغاز وپسرش ولید بن عبد الملک آنرا به پایان رساند.
مصلای مروانی
این مصلی زیر مسجد الاقصی در بخش جنوب شرقی واقع است .
اقصای قدیم
اقصای قدیم زیر مسجد قبلی قرار گرفته است ، آنرا امویان ساختند تا مدخلی اختصاصی برای آنها از کاخ های امویه به داخل مسجد الاقصی باشد ،
مسجد براق :
این مسجد در کنار دیوار براق (جایی که نقل است پیامبر زمان معراج اسب خود را به این دیوار بست که وجه تسمیه این دیواردر واقع به دلیل این است که نام اسب پیامبر(ص) براق نام داشت) قرار گرفته است.
مجموعه سقاخانه ها وچاه های اطراف الاقصی هم جزو آثار آن می باشند.
مدرسه اشرفیه به همراه تعداد زیادی از مدارس در اطراف مسجد الاقصی بنا نهاده شده اند.
دروازه های دایر در مسجد الاقصی:
ضلع غربی:
باب المغاربه ــ دروازه مغربی ها ـ (به دروازه نبی نیز معروف است)، دروازه سلسله (به دروازه داوود هم موسوم )، باب المتوظأ ـ دروازه وضو دار ـ ( دروازه مطهر نیز گفته می شود )، دروازه القطاطین، دروازه آهن (به دروازه آرگون هم معروف است)، دروازه الناظر (به نامهای باب علاء الدین بصیری، باب میکائیل، باب الحبس و باب المجلس نیز شناخته می شود)، دروازه غوانمه ( دروازه الخلیل و باب الولید هم نامیده می شود).
ضلع شمالی:
دروازه العتم (معروف به دروازه شرف الانبیاء،‌ داوودیه و فیصل)، باب حطه و باب الاسباط .
حرم شریف دارای چهار مأذنه (گلدسته) به شرح ذیل می باشد .
ـ گلدسته باب المغاربه واقع در گوشه جنوب غربی حرم شریف0
ـ گلدسته باب السلسله واقع در ضلع غربی حرم شریف و نزدیک به باب السلسله.
ـ گلدسته باب الغوانمه واقع در گوشه و کنج غربی حرم شریف.
ـ گلدسته باب الاسباط واقع در ضلع شمالی حرم شریف.
حرم شریف مجهز به منابع آبی بوده و مسلمانان در طول تاریخ اسلامی این حرم شریف به حفر چاهها، ساخت منبع آبی، آبدار خانه و سقا خانه ای که همگی در محوطه حرم پراکنده اند، همت گماشتند .
امور اداری ومالی حرم شریف امروزه توسط سازمان اوقاف اسلامی تابع وزارت اوقاف و امور اماکن متبرکه اسلامی مستقر در امًان اداره می شود. دفاتر و مؤ سسات اداره اوقاف اسلامی چون، موزه اسلامی، کتابخانه مسجد الاقصی، مدارس علوم دینی الاقصی و دار القرآن کریم و حدیث شریف نبوی و……، که در محوطه حرم احداث شده اند، به محدوده حرم شریف ملحق شدند.

مسجدالاقصی



تاریخ ساخت مسجد الاقصی


بر عکس آنچه که برخی هادر مورد مسجد الاقصی تصور می کنند مسجد الاقصی توسط عبد الملک بن مروان ساخته نشد بلکه او تنها قبه الصخره را ساخت. مسجد الاقصی بنایی قدیمی که اولین قبله گاه مسلمانان است این مسجد دومین مسجدی است که بر روی زمین ساخته شد ، ارجح آن است که حضرت آدم (علیه السلام) آنرا ساخته وزیر بنای آنرا چهل سال بعد از ساختن بیت الله الحرام بنا به دستور خداوند نهاده است. این بنا پیش از به وجود آمدن کنیسه ، کلیسا ، بارگاه ومعبد بوده است. بعد از آن مهاجرت حضرت ابراهیم علیه السلام از منطقه بین النهرین به سرزمین های مبارک در سال 1800 قبل از میلاد انجام گرفت وایشان اقدام به بالا بردن ستون های بیت الله الحرام کردند، بعد از آن هم اسحاق ویعقوب (ع) مسجد الاقصی را ترمیم کردند تا اینکه در سال 1000 قبل از میلاد این مسجد توسط حضرت سلیمان بازسازی شد. همراه با فتوحات اسلامی در سال 636 میلادی عمر بن الخطاب مصلی قبلی را بعنوان بخشی از مسجد الاقصی ساخت ، در دوره امویان قبه الصخره ساخته شده ومصلای قبلی نیز بازسازی گردید ، ساخت این بنا حدود 30 سال از سال 66 هجری تا 96 هجری (685 تا 715) به درازا کشید تا مسجد الاقصی به شکل فعلی آن در آید.
چرا یهودیان مدعی مسجدالاقصی هستند؟
بخش غربی وجنوبی صحن مسجد الاقصی اهمیت فراوانی برای یهودیان دارد. این دیوار به دیوار براق مشهور است وعلت نامگذاری آن به این اسم هم بسته شدن اسب رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم (براق) به این دیوار در زمان معراج بود .
این دیوار 156 عرض و56 پا طول دارد ، برخی از سنگ های این دیوار 16 پا می باشند ، مسلمانان مسجدی را در این قسمت بنا نهادند.
در مقابل یهودیان ادعا می کنند که این دیوار بخش باقی مانده از دیوار " بارگاه سلیمان" است که هیردوس آنرا در سال 18 قبل از میلاد بنا نهاده بود.
با اینکه حفاری های صهیونیستی تاکنون از یافتن دلیلی برای این ادعا عاجز مانده است اما آنها همچنان بر این ادعای خود پافشاری می کنند.
در دوره عمر، شفقت مسلمانان نسبت به یهودیان باعث شد تا به آنان اجازه داده شود تا در کناراین دیوار به ندبه وزاری بپردازند ، تعداد یهودیان در آن زمان بسیار کم بود وعرض پیاده رویی که آنها در آن می ایستادند تنها 4 متر بود.
این پیاده رو جزو موقوفات خانواده ابو مدین الجزائری بود ویهودیان در عصر محمد علی سالانه 300 لیره به متولی آن پرداخت می کردند در عین اینکه هیچ حق قانونی در این مکان نداشتند.
دردوره قیمومیت انگلیس یهودیان به این مکان دست درازی کرده وادعای مالکیت آنرا کردند این امر منجر به قیام فلسطینیان علیه آنان شد ، قیام براق که در سال 1929 رخ داد باعث شهادت 116 نفر وزخمی شدن 232 نفر وزندانی شدن حدود یکهزار نفر دیگر از فلسطینیان گردید. ، مسئولین انگلیسی 26 نفر از زندانیان فلسطینی را به اعدام محکوم کردند ، کشتار بی رحمانه فلسطینیان مواضع جانبدارانه انگلیس از یهودیان وصهیونیستها باعث شد تا کمیته بین المللی حقیقت یابی تشکیل شود. این کمیته در پایان تحقیقات خود تاکید کرد مالکیت این مکان از آن مسلمانان است ، نظر این کمیته در ژانویه 1930 اعلام شد.
با این حال صهیونیستها همچنان ادعا می کنند که مسجد الاقصی بر روی ویرانه های بارگاه سلیمان برپا شده وتلاش خود را برای انهدام آن ادامه می دهند.
اشتباه نکنید!!

مسجد قبه الصخره، مسجدالاقصی نیست

ظاهراً موضوع اشتباه گرفتن مسجد الاقصی با مسجد القبه تا حدی به دلیل نزدیکی این دو بنا و قرار گرفتنشان همراه با برخی ابنیه ی دیگر در مجموعه ی حرم الشریف است.اما به نظر می رسد در ورای این تشابه ساده,مسئله مهم تری پنهان است,آنچنان که یکی از اساتید دانشگاه زاید امارات,چند سال پیش در نامه ای به یکی از نشریات چنین نوشت: بین مسجد الاقصی و مسجد القبه الصخره سردرگمی قابل توجهی وجود دارد.هرگاه در رسانه های محلی و بین المللی ذکری از مسجد الاقصی به میان می آید,در عوض عکسی از مسجد القبه نمایش داده می شود.دلیل اصلی این مسئله عدم اطلاع عموم مردم, هم راستا با توطئه های رژیم صهیونیستی است.در زمان اقامتم در ایالات متحده نیز بارها با این مسئله مواجه بودم.تا ان که اطلاع یافتم صهیونیست ها در امریکا چنین تصاویری را چاپ و متتشر کرده و گاه با قیمت بسیار اندک و حتی رایگان در اختیار اعراب و مسلمانان قرار می دهند.بدین ترتیب مسلمانان ان را به تمام نقاط –دیوار منازل و دفاتر کار-نصب می کنند. همین مسئله موید این است کهسران صهیونیستی می خواهد تصویر مسجد الاقصی را از اذهان مردم پاک کنند تا بتوانند آن را تخریب و معبد مورد ادعای خود را پنهانی بنا کنند و اگر کسی شکایت یا اعتراضی داشته باشد,به طور زنده تصویر مسجدالقبه را نشان خواهند داد و اظهار خواهند داشت که اتفاقی نیفتاده است."

مسجدالاقصی




مسجد القبه (قبه الصخره)
این مسجد در گرامیداشت معراج پیامبر بنا شد.بنای آن در سال 67هجری آغاز و در سال 71 هجری تکمیل شد. این مسجد متشکل از قاعده ای هشت وجهی است که دو راهروی هم مرکز هشت وجهی را در بر گرفته,آن ها نیز به نوبه ی خود جایگاه مرکزی دایره ای شکلی,حاوی صخره را احاطه کرده اند.گمان می رود,این همان صخره ای است که پیامبر اکرم(ص) در شب معراج پس از آن که با براق به مسجد الاقصی آمد,از فراز آن به آسمان رفت.در بالای قاعده ی هشت وجهی و بلافاصله در بالای دایره ای که صخره را احاطه کرده است,قبه ای دو لایه,با قطر 18 تا 20 متر و ارتفاع تقریبی 23 متر قرار دارد. گنبد طلایی این بنا به طرز جالب توجهی بر کل ساختمان احاطه دارد.بر دیوارهای درونی قاعده ی هشت وجهی و دیوارهای بیرونی,آیات قران کریم نقش بسته,که مجموعاً 210 متر از فضای آنها را در بر گرفته است.جای شگفتی نیست که مسجد القبه مناره ای ندارد,چرا که در واقع در دوره ی امویان مناره از اجزای مساجد نبوده و بیش تر از مظاهر دوره ی عباسیان است.
قدس ، کهن ترین شهر جهان و مهد سه آئین آسمانی (1)
تاریخچه : ‌از نظر تاریخی، قدس از کهن ترین شهرهای جهان به شمار می رود بطوریکه عمر آن از (45) قرن فراتر است، مهد سه آئین آسمانی (یهودی، مسیحی، اسلام(
قدس در تاریخ به نام های متعددی شناخته شده است که از معروفترین آن می توان به ، یبوس، إیلیا، کابتولینا، بیت المقدس، القدس، القدس الشریف اشاره کرد.
یبوس همان نامی است که قدس قریب به 4500 سال پیش بدان شناخته شد و منسوب به یبوسیهایی بوده که از تبار عربهای اولیه جزیره العرب هستند، یبوسیها ساکنان اصلی قدس به شمار می روند، آنان نخستین ساکنان قدس هستند که در حدود (2500 ق.م) به همراه قبایل عرب کنعانی به این منطقه آمدند و با تپه های مشرف بر شهر قدیمی قلعه ای را بر تپه جنوب شرقی یبوس ساختند که به دژ یبوس معروف گشت، ( این دژ از قدیمی ترین بناهای قدس به شمار می رود )، هدف از ساخت این دژ دفاع از شهر و محافظت از آن در برابر حملات و تهاجمات عبرانی ها و مصری ها ( فراعنه ) بوده است.
یبوسی ها همچنین نسبت به تأمین آب دژ و شهر خود همت گماشتند، آنان قناتی را حفر کردند تا آب چشمه جیحون ( نبع العذرا ) واقع در دره قدرون (امروزه به چشمه سلوان معروف است) را به درون دژ و شهر انتقال دهند.
قدس به نام“ اور شالم” نسبت به شالم (خداوند صلح کنعانی ها ) نیز معروف بود. این نام در کتب مصری معروف به لوح های تل العمارنه که تاریخ آن به قرنهای هیجدهم و نوزدهم قبل از میلاد باز می گردد، ذکر شده است.
یبوس در دست یبوسی ها و کنعانی ها بود تا اینکه در سال (1409 ق.م) به تصرف داوود پیامبر (ع) در آمد و از آن هنگام به شهر داوود موسوم گشت، داوود نبی این شهر را به پایتختی برگزید. این شهر پس از حضرت داوود به فرزندش سلیمان (ع) رسید و در عهد ایشان به اوج شکوفایی معماری رسید، در همین مقطع دین یهود رواج یافت. در سال 586 ق.م قدس به حکمروایی فارسیان در آمد، این شهر پیشتر توسط بخت النصر اشغال و کاملاً ویران شده و ساکنان یهودی به بابل انتقال یافته بودند. شهر قدس در حکمرانی فارسها بود تا اینکه به سال 332 ق.م توسط اسکندر مقدونی به اشغال در آمد. قدس در عصر یونانی دوره بی ثباتی را سپری کرد به ویژه پس از مرگ اسکندر مقدونی که بحرانها و اختلافات میان بطلمیان (پیروان بطلمیوس که مصر را تصرف کرده و دولت بطلمیان را تأسیس کرد) و سلوکیان (منسوب به فرمانده سلوکس که با تصرف سوریه حکومت سلوکیان را بر پا نمود) بود، این دو سعی در تصرف و حکمرانی بر این شهر را داشتند.
در سال 63 ق. م رومیان به فرمانده ی “ بومبی ” قدس را اشغال کردند، در سال 135 م هادریانوس امپراطور روم شهر قدس را کاملاً ویران ساخت و به جای آن مستعمره ای جدید بنام (ایلیا کابتولینا ) دایر نمود. قدس در دوران بیزانسی (330ـ 636 ) به ایلیاء نامیده می شد، در این برهه با گرویدن قسطنطین امپراطور به دین مسیحیت، آئین مسیحیت دین رسمی امپراطوری بیزانسی گشت. در این دوره همچنین هیلانا ملکه مادر کلیسای قیامت را در سال 335 م بنا نهاد.
در سال 614 م فارسها مجددا قدس را اشغال کردند. قدس تا سال 627 م جزء قلمرو فارسها بود تا اینکه هرکول آن را باز پس گرفت و این شهر تا فتح اسلامی در حکمرانی بیزانسی ها بود.
از آنجائیکه اسلام آئینی جهانی بوده و به عرب ها محدود نمی شد، لذا عرب ها و مسلمان ها موظف شدند آن را در همه کشورها منتشر سازند، و نتیجه آن فتوحات اسلامی بود که فلسطین از جمله نخستین کشورهایی که سپاهیان اسلامی به سوی آن رهسپار شدند. از زمان فتح اسلام تا سال 217 هجری قدس بنام ایلیاء و بیت المقدس نامیده می شد تا اینکه کم کم و برای اولین بار در تاریخ اسلامی یعنی ً از سال 216 هجری ، این شهر قدس نام گرفت‌.
این نامگذاری بعدها جا افتاد بطوریکه در زمان خلافت عثمانی بنام “ قدس شریف ” موسوم گشت. به سال ( 492 هـ /1099 م ) صلیبی ها قدس را اشغال و بدون توجه به قداست و جایگاه دینی اش، ‌دست به فساد و ویرانی زدند و در این رهگذر مرتکب قتل عام های و حشیانه ای در صحن حرم شریف شدند. صلیبی ها به این اعمال ددمنشانه بسنده نکرده و علاوه بر تاراج و چپاول، مسجد الاقصی را به کلیسا و اسطبل برای اسب ها و احشام خود مبدل ساختند و پس از صلیبی ها به اسطبل سلیمان معروف شد. صلاح الدین ایوبی فلسطین را آزاد و قدس را از چنگال صلیبی ها رهانید و آن را به ‎ آغوش اسلام و مسلمانان بر گردانید. قدس پس از ایوبی ها همچنان در دست مسلمانان بود و سرانجام در سال 1917 م خلافت عثمانی بر قدس توسط انگلیسی ها سرنگون شد.
__________________________________
1- نشریه نداء القدس


موضوعات مطلب :
مقاله,
نوشته شده توسط پیمان وزیری در 1389/06/11 و ساعت 18:41
نظرات

پدیده عروسك باربی

 در روش های تعلیم و تربیت، مهمترین و كلیدی ترین عامل، بحث «الگو سازی» است. هر سن و هر جنس، الگوی خاص خود را بر می تابد. در این میان مهمترین سن، دوران كودكی است. تربیت دوران كودكی توام با بهره گیری از الگوهای خاص و ویژه این دوران است. طبیعی است كه الگوهای دوران كودكی به طور عمده از مولفه های عاطفی به جای گزاره های عقلانی بهره می برند. لذا رمز و رازهای موجود در خیال پردازی های كودكانه، جایگزین گزاره های واقع گرایانه در تربیت بزرگسالان می شود. مبتنی بر این اصل، استفاده از نماد حیوانات به صورت فانتزی، در انتقال مفاهیم آموزشی و تربیتی به كودكان، همواره مد نظر بوده است. به گونه ای كه امروزه بیشترین حجم تولیدات فرهنگی مربوط به كودكان در زمینه انیمیشن، كتاب، داستان، و اسباب بازی، به استفاده از نمادگرایی از حیوانات محدود می شود.

 در این میان دختر بچه ها انحصارا به عروسك علاقه مند هستند. این علاقه نشات گرفته از عاطفه ویژه دختر بچه ها و همچنین به دلیل قدرت برتر عروسك در ایجاد حس همزات پنداری و تفاهم خیالی با كودك است.

 عروسك، بالاترین نقش تربیتی را به ویژه در شكل دهی و پایه ریزی شخصیت دختران دارد. دختر بچه ها، زنان آینده هر ملت هستند و برای انحطاط هر ملت بایستی دختران و زنان آن ملت را منحط تربیت كرد؛ همانگونه كه برای اعتلای هر ملت، بایستی دختران و زنان آن ملت را متعالی تربیت كرد. از این منظر، نقش عروسك در تهاجم فرهنگی نقش بسیار برجسته است.

 

 كمپانی «متل»

 

  كمپانی متل در سال 1945،  توسط زوج «هندلر» و «مت» در ایالت كالیفرنیای جنوبی آمریكا تاسیس شد. این شركت، ابتدا قاب عكس تولید می كرد و سپس به ساخت مبلمان خانه، و در نهایت به تولید اسباب بازی روی آورد.

 

متل و «میكی ماوس»

 

 كمپانی متل در 1955،  برای تبلیغ اسباب بازی ها در نمایش های تلویزیونی با كلوپ میكی ماوس به همكاری پرداخت كه موجب دگرگونی ساختاری در تجارت اسباب بازی شد.

 

جهت گیری در عروسك سازی

 

 در سال 1959،  به دلیل علاقه دختر «هندلر» به عروسك های كاغذی،  این شركت طرح ساخت عروسك را دنبال كرد كه منجر به عقد قرارداد برای دریافت امتیاز عروسك آلمانی «لی لی» شد.

 

عروسك «لی لی»

 

 عروسك «لی لی»، در واقع بر گرفته از شخصیت و اندام و چهره یك زن خیابان گرد آلمانی به همین نام بود. عروسك آلمانی «لی لی» به عنوان یك قطعه كلكسیونی فقط به بزرگسالان به ویژه به كلكسیونرهای اسباب بازی فروخته می شد.

 

تغییر نژاد

 

 كمپانی «متل»، امتیاز عروسك «لی لی» را از آلمان خرید، و پس از تغییراتی، صورت بندی نژادی آن را به نژاد «آنگلوساكسون» همانند كرد و به تولید انبوه آن در آمریكا اقدام نمود.

 

تولد باربی

 

 این عروسك تغییر نژاد یافته ( به نژاد آمریكایی ـ انگلیسی آنگوساكسون) باربی لقب گرفت. باربی، اسم خلاصه شده باربارا، دختر كوچك رئیس كمپانی متل یعنی آقای هندلر بود. باربی به زودی در صف اول اسباب بازی دختران در غرب قرار گرفت. در سال 1959 هر عروسك باربی به قیمت سه دلار فروخته می شد؛ اما اكنون هر عروسك باربی اصل ساخت كمپانی متل 4500 دلار قیمت دارد.

 

از طراحی موشك ضد هوایی تا طراحی عروسك باربی

 

 طراح تغییرات «باربی» در آمریكا در كمپانی «متل»، «جك رایان» است. وی قبل از آن در پنتاگون (وزارت جنگ آمریكا) طراح موشك های اسپارو و هاوك بود. شركت متل او را بخاطر تخصص و استعدادش در شناخت فرم هیكل زنان استخدام كرد.

 

شركت سهامی عام متل

 

 در سال 1960، شركت «متل»، سهام خود را به فروش رساند و به سهامی عام تبدیل شد. از 1963 تا سال 1965، ثروت كمپانی «متل» از 100 میلیون دلار به 500 میلیون دلار افزایش یافت.

 

تولد كن ( دوست پسر باربی)

 

 در سال 1961،  كمپانی« متل» عروسك «كن» را تولید كرد. این عروسك پسری بود با لباس های شیك و موهای قهوه ای با نامی بر گرفته از نام پسر آقای هندلر(رئیس كمپانی متل). به این ترتیب عروسك باربی صاحب یك دوست پسر شد.

 بعدها در سال 1963، عروسك «میچ» و در سال 1965، عروسك اسكیپر به جمع «كن» و« باربی» پیوستند.

 

دوستان زرد و سیاه باربی

 

 در سال 1968، كمپانی «متل» برای اینكه به باربی یك شخصیت تربیتی جهانی ببخشد، اقدام به ساخت و فروش عروسك های سیاه و زردی نمود كه هیكل و اندام آنها كاملا همانند اندام باربی، ولی رنگ پوست و چهره آنها متفاوت است. عروسك دو رگه آفریقایی ـ آمریكایی برای كودكان سیاه پوست در آمریكا و آفریقا كه به باربی سیاهان معروف شد، با نام «كریستین» توسط كمپانی «متل» به بازار آمد. این همه مسئله نبود؛ بازار بیش از یك میلیاردی زرد پوستان در آسیا و همچنین تربیت غربی دختران آنان، ضرورت نگاه فرهنگ غربی به آن عرصه را جدی ساخت. در سال 1990، «كی یرا» باربی ژاپنی ها و چینی ها را ساخته و روانه بازار كرد. در كنار این دوست زرد پوست باربی، دو سال قبل از آن (1988) ترزای آمریكای لاتین به جمع دوستان باربی پیوسته بود.

 

گسترش فعالیت های كمپانی متل

 

 از 1965، سال كمپانی متل در راستای تبلیغ و ترویج باربی به ساخت و فروش اسباب بازی های جنبی و تكمیلی آن پرداخت: اسباب بازی «ببین و بگو» در مهد كودك ها، خودروهای مسابقه ای احتراقی، اسباب بازی های الكترونیكی، سرگرمی های ویدئوی خانگی، پازل ها و……

 

اساسنامه كودكان

 

 در سال 1978، متاثر از شعار حقوق بشر رئیس جمهور وقت آمریكا، جیمی كارتر مبنی بر بسط حقوق بشر در جهان، كمپانی متل با دید بشر دوستانه!!؟ اساسنامه جهانی كودكان را تنظیم نمود كه به شكل قابل توجهی شركایی را به صورت غیر انتفاعی در اتحادیه ای پیرامون اساسنامه مزبور ( از سراسر جهان) گرد آورد.

 

متل كمپانی چند ملیتی

 

 كمپانی آمریكایی متل، برای ترویج باربی در سال 1986، شركت «هنگ كنگی اراكو» را تاسیس كرد. در سال 1988 با كمپانی «والت دیسنی» در جهت تولید و بازاریابی اسباب بازی ها و فیلم های شخصیت های عروسكی و كارتونی معروف والت دیسنی در سراسر جهان، قرارداد همكاری منعقد نمود. همچنین در سال 1988، كمپانی «متل» كل سهام شركت اسباب بازی سازی فرانسوی اس. ای را خرید و در سال 19898شركت «كورجی تویز» انگلیسی را تاسیس كرد. با توجه به گسترش نفوذ باربی، كمپانی متل در 1991 شركت «آویوا»، تولید كننده اسباب بازی های ورزشی را تاسیس كرد.

 از این پس به ترتیب:

  - در 1992 تاسیس شركت های بین المللی از سوی متل.

  ـ در سال 1993 جذب مجموعه محصولات «فیشر پرایز» (تولید كننده اسباب بازی پیش دبستانی) به مجموعه متل.

  ـ در سال 1994، تاسیس شركت كرانسنكو برای تولید اسباب بازی های معروف باربی در انگلیس، توسط متل.

  ـ در سال 1995، تدوین مقررات حقوقی تولید و توزیع عروسك های بزرگ كاپچ كیدز توسط متل.

  ـ در سال 1997، ادغام كمپانی اسباب بازی نایكو در متل.

  ـ در 1997 خط تولید باربی دست به ساخت و عرضه یك عروسك معلول سوار بر ویلچر به نام «اسمایل» كرد.

  ـ در سال 1998 خریداری كمپانی اسباب بازی سازی پرنده آبی از انگلیس.

  ـ در سال1998 تولید دختر مطلوب آمریكایی در دو مجموعه اول( مجموعه اول دختران7-3 ساله و مجموعه دوم دختران 12-7 ساله) شامل سلیقه هاـ علایق ـ الزامات و…. 

 

 

كمپانی متل و هری پاتر

 

 در سال 2000، كمپانی «متل» امتیاز مجموعه بازی ها و فعالیت های سرگرم كننده پیرامون داستانهای «هری پاتر» شامل: عروسك هاـ پازل هاـ خودروهاـ بازی های كامپیوتری ـ و فیلم های مربوط را ( با همكاری كمپانی سینمایی وارنر) خریداری نمود.

 

معاهده جهانی تی. اچ. كیو

 

 در سال 2001، كمپانی متل به معاهده جهانی چاپ و انتشارات تی اچ كیو برای گسترش و نشر بازی های آموزشی و نرم افزارهای تولیدی خود با توجه به ذخایر كمپانی متل شامل باربیـ هاتوی ـ دختر آمریكایی ـ مچ باكس و فشیر پرایز، به معاهده جهانی چاپ و انتشارات تی. اچ. كیو وارد شد.

 

فیلم های باربی

 

 در سال 2001 عروسك «باربی» در اولین فیلم كامپیوتری خود به نام باربی در فندق شكن ظاهر شد. از آن پس تاكنون، تعداد قابل توجهی فیلم كامپیوتری، انیمیشن، فیلم سینمایی، و مستهجن سكس در مورد باربی تولید شده است.

 

دوباره سازی باربی

 

 در طی سالیان گذشته، باربی بیش از 500 بار در نقش ها و شخصیت های متفاوت عرضه شده است از آن جمله: پرستار، افسر پلیس، آموزگار، پزشك، دندانپزشك، دامپزشك، خواننده موسیقی راك، ژیمناست، كارآگاه، افسر نیروی دریایی، افسر خلبان،  مهماندار هواپیما، دزد، گدا و… كه این شخصیت پردازی ها، برای كاركردهای تربیتی این عروسك است.

 

باربی و سیاست

 

 در طول 40 سال گذشته عروسك باربی فعال در عرصه سیاست آمریكا بوده است. در طول انتخابات ایالتی و ملتی، باربی بسیار فعال است. در طول جنگ ویتنام، گرانادا، پاناما و در انتهای جنگ سرد، باربی نقشهای متفاوتی ایفا كرد.

 در طول جنگ عراق و آمریكا در سال 1990، عروسك باربی با پوشش یونیفورم نظامی آمریكایی به تهییج افكار عمومی مردم آمریكا پرداخت. پس از واقعه 11 سپتامبر نیز باربی با پوشیدن یونیفورم نیروهای نظامی ضد تروریست، با ایفای نقش جدید خود به تهییج افكار عمومی پرداخت. تیتر آگهی های تبلیغاتی باربی، برای نبرد ضد تروریسم این بود: باربی ـ روح آمریكایی.

 

باربی و تعلیم و تربیت

 

 خانم «روت هندلر» همسر رئیس كمپانی متل دریافته بود همچنان كه فرزندش باربارا رشد می كند، به شخصیت سازی و تقلید از بزرگسالان در رفتار با عروسكهای كاغذی می پردازد، بنابراین طرح ایده ابداع عروسك واقعی (سه بعدی) به ذهن او خطور كرد.

 پس از ساخت باربی، تصمیم بر این شد تا مدل های گوناگونی از لباسها در اختیار كودكان قرار گیرد تا آنان بتوانند شخصیت دلخواه خود را در مدل های مختلف به باربی ببخشند. به مرور زمان باربی كاركرد مهمی یافت؛ باربی به دختران آموزش می داد كه جامعه مدرن از آنها به عنوان یك زن چه انتظاری دارد.

 كمر باریك و اندام كشیده باربی باعث شده است تا دختران نوجوان در غرب و سایر كشورها برای اینكه اندامشان شبیه باربی شود یا از الگوی باربی خیلی فاصله نداشته باشد، از خوردن غذا به اندازه كافی در سن رشد خود پرهیز كنند. لذا آمار حیرت آور سازمانهای بهداشتی غرب از سوء تغذیه دختران غربی خبر می دهد.

 چون مطرح می شد كه تركیب اندام باربی هیچگاه به هم نخواهد خورد، لذا در تربیت دختران برای اینكه در سنین بزرگسالی هیچگاه آبستن نشوند، در حفظ تناسب اندام آنان بسیار موثر بود. در دهه 90 میلادی به دلیل كاهش نرخ تولید مثل در غرب به ویژه در آمریكا، باربی برای تربیت دختران در آن زمینه وارد صحنه شد و در 1955 این عروسك با یك جنین در شكم خود، به بازار عرضه شد تا دختران نوجوان با وضع حمل باربی به دست خود، اشتیاق مادر شدن بیابند. امروزه اسكیپر كه خواهر كوچك باربی محسوب می شود، بخشی از پاسخ به درخواست سیاست گذاران فرهنگی برای بچه دار بودن باربی است.

 نگاهی به تحول لباسها و شخصیت باربی، بیانگر آن تحول اجتماعی است كه باربی در آن آفریده شده است. امروزه عروسك بزرگ باربی در هیكل یك دختر جوان حقیقی، برای مقاصد مستهجن در فروشگاه های غربی خرید و فروش می شود. تعداد زیادی از هنرپیشه ها و خوانندگان زن غربی با صرف هزینه های زیاد اندام و چهره خود را همچون باربی می سازند تا مورد توجه عموم واقع شوند. امروزه باربی بر روی تمام وسایل مورد استفاده كودكان و نوجوانان اعم از لوازم التحریر، لوازم بهداشتی و آرایشی، پوشاك، اسباب بازی، لوازم تزئینی و… حك شده است و حتی خوردنی های فانتزی كودكان مانند آدامس و شكلات نیز از حضور باربی بی نصیب نیستند. چه اینكه دخترها در سراسر جهان بایستی حضور مدل و الگوی غربی خود( باربی) را همواره در پیرامون خود حس كنند. مادران غربی می پرسند؛ چرا دختران ما زودتر از آنچه كه باید بالغ می شوند؟ دلیل این بلوغ زودرس جنسی دختران ما در چیست؟

 

استراتژی فرهنگی آمریكا و باربی

 

 از آنجا كه بیان دكترین فرهنگی آمریكا بر اومانیسم (بشر مداری به جای خدا محوری)، لیبرالیسم(اباحی گر)، سكولاریسم(عرفی اندیشی و دنیا گرایی) و هدونیسم (لذت محوری) است، طبیعی است كه سیاستمداران و استراتژیست های فرهنگی آمریكا تلاش نمایند تا از طریق شیوه و راهكارهای مختلف، بنیان فرهنگی خود را تقویت، و آن را در آمریكا و در سراسر جهان بسط و تسری دهند. یكی از این شیوه ها، تربیت دختران آمریكا و سراسر جهان با گزاره های فرهنگ آمریكایی است. لذا به عنوان بهترین و كارآمدترین راه، اگر دختران سایر ملت ها با «ارزش» های آمریكایی تربیت شوند، این دختران، نقش همسران و مادران را در جوامع خودشان عهده دار می شوند، لذا مبتنی بر ارزش های آمریكایی، جامعه شان را اداره می كنند و این مهمترین كاركرد تهاجمی یك فرهنگ مهاجم است كه شهروندان، دیگر ممالك را با ارزش های خود بپرورانند.

 اینگونه است كه باربی در استراتژی فرهنگی آمریكا واجد بالاترین تأثیرها و ارزش گذاری هاست. و در عرصه پدافند در برابر تهاجم فرهنگی عروسك باربی، مهمترین اقدام در گام نخست تبیین مخاطرات تربیتی و فرهنگی این عروسك است. لذا هشدار بصیرت بخش در صدر این اقدامات است.

 

مكانیزم تربیتی عروسك باربی

 

 عروسك باربی بر خلاف سایر عروسكها تداعی كننده بچه نبوده و دارای چهره بچه گانه نمی باشد، بلكه یك زن بیست ساله آمریكایی با تمام مشخصات اندامی آن است كه با دقت فراوان طراحی و ساخته می شود و با حضور تصاویرش در اكثر مایحتاج و ملزومات ضروری كودكان و نوجوان از قبیل لوازم التحریر، كیف، كفش، شكلات ها، ظروف، البسه، ساعت، وسایل شخصی و… كه به بیش از دهها هزار مورد موجود در بازار حتی بازار داخلی می رسد، ملكه ذهنی كودكان و نوجوانان گردیده و خود را به آنان تحمیل و موجب خرید عروسك می گردد. خریداران باربی با خرید یك عروسك كارشان تمام نشده و مجبورند تمام وسایل مكمل آن را از قبیل لباس خواب، وسایل حمام، مایوی شنا، لباس مهیمانی، وسایل آرایش و… را كه همه ساله در چندین نوبت نیز تغییر مد داده، بازسازی و تولید می شوند را تهیه و همواره آن را به روز نمایند. بدیهی است مدل لباس باربی و تمام آنچه كه تحت عنوان متعلقات عروسك عرضه می شود، مدل لباس و سایر وسایل مورد نیاز دختران و زنان قرار گرفته و بدین صورت دختران مأنوس با این عروسك با سلیقه باربی ( یا به قول دقیقتر با سلیقه و خواست یك زن آمریكایی) بزرگ شده و در زمانی كه به سن انتخاب می رسند، دقیقاً دارای سلیقه ای همانند باربی (یا یك زن آمریكایی) می باشند. بنابراین هر آنچه در تمدن غرب برای انحطاط بشر تولید و عرضه می شود، قبلاً ذائقه و احساس نیاز به آن را با هزینه مصرف كنندگان به وجود آورده اند پدیده «باربی بیس» یكی از نمودهای عینی در داخل كشور است كه متخصصان تربیتی و تغذیه داخلی با نگرانی فراوان از طریق رسانه های جمعی در جستجوی راه حلی برای آن و اطلاع رسانی به خانواده های ایرانی برای پیشگیری و جلوگیری از گسترش آن هستند؛ در شرایطی كه در صفحه نیازمندی های روزنامه های صبح و عصر آگهی های بسیار فریبنده ای با عبارات اغفال كنندای دختران این مرز و بوم را با وعده و وعید فراوان به باربی شدن دعوت می نمایند.

 نباید فراموش كرد كه تا این لحظه، هیچ كشور و ملتی نتوانسته است در برابر باربی، رقیبی ماندگار و جدی بتراشد و در این عرصه كاملاً شكست نخورده باشد كه از جمله «عروسك سندی» در انگلیس می باشد.

 باشد كه عروسك های ملی “سارا“ و “دارا“ كه از نژاد آریایی و دارای فرهنگی ایرانی ـ اسلامی می باشند، بتواند خلا مزبور را پر نموده و در رقابتی سنگین و نفس گیر، باربی را در رزمگاه تربیتی دختران جهان اسلام با شكست روبرو سازد.

 


موضوعات مطلب :
مقاله,
نوشته شده توسط پیمان وزیری در 1389/06/11 و ساعت 18:35
نظرات

ناتوی فرهنگی پس از جنگ جهانی دوم و بوجود آمدن جهان دو قطبی (شرق و غرب) پیمان‌های نظامی ناتو و ورشو در سیطره و رقابت تسلیحاتی جنگ سرد بود. صبغه نظامی افزایش جنگ‌افزار تعیین كننده‌ترین ابزار رقابت دو ابرقدرت و كشورهای وابسته به آن بود. پس از این نظامی‌گری با ظهور غول‌های اقتصادی ژاپن و آلمان در كنار آمریكا اندك ـ اندك تسلیحات جای خود را به اقتصاد داد و رقابت‌ها به رقابت‌های اقتصادی تبدیل شد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و یكه تازی آمریكا برای تك قطبی كردن جهان (1990) پنتاگون با استیلای اقتصادی و رقابت‌های نظامی به دنبال اثبات نظریه دهكده جهانی بوش پدر بود و برای جهانی شدن یا آمریكایی شدن جهان به زعم خود بر اسب مراد می‌تاخت. نظریه‌های دهكده جهانی ـ پایان تاریخ و برخورد تمدن‌ها كه توسط استراتژیست‌های آمریكا ارائه شدند از آبشخور جهان تك قطبی و پایان جنگ سرد سیراب شده‌اند اما تولیدكنندگان عظیم سلاح‌های كشتار جمعی با جایگزینی جهان اسلام به عنوان دشمن غرب مجبور به وارد كردن مقولة فرهنگ در رقابت‌های جهانی شدند. چیزی كه از آداب رسوم ـ اعتقادات و هنجارهای اجتماعی جوامع سرچشمه می‌گیرد آرام آرام و در طول سالیان متمادی شكل پیدا می‌كند و مانند مسائل اقتصادی و نظامی به سرعت قابل دستیابی نیست ولی در صورت ورود آن به رقابت‌ها پیروزی از آن كسی است كه بر فرهنگ استیلا داشته باشد. از این لحاظ كشتار جسمانی ارزش و اهمیت كمتری نسبت به كشتار فكری و ذهنی پیدا می‌كند. تسخیر مغزها ـ فكرها ـ عقاید و اندیشه‌ها جزء جنگ‌های بدون خونریزی است كه پیروزی‌هایش سریع‌تر تخریب‌ فیزیكی كمتر و پذیرش متخاصم را راحت‌تر می‌كند. لیكن آثار و عواقب و معضلات اجتماعی ـ سیاسی حتی اقتصادی آن در بلند مدت برای كشور مغلوب بسیار سنگین‌تر از جنگ‌های صرفاً نظامی خواهد بود. ناتوی فرهنگی هم نوعی جنگ پسامدرن است زیرا در فرآیند آن از مرعوب‌سازی با استفاده از فناوری‌های نوین رسانه‌ای مانند رسانه‌های تصویری ـ نوشتاری و صوتی بهره‌گیری می‌شود تا تصویر قدرتمندی از نیروی مهاجم ایجاد كند و با یك شوك ذلت‌بار قدرت و فرهنگ خود را غالب كند، براساس آخرین یافته‌های جنگ روانی ـ به مقدسات ـ اعتقادات فرهنگ جوامع حمله و فرهنگ غرب یا اصطلاح American way of life را به عنوان ركن ركین امنیت جهانی غالب كند در حقیقت بجای عملیات نظامی نوعی عملیات روانی و مدرن از طریق رسانه‌ها باعث غلبه بر كشورهای هدف می‌گردد. در آبان سال 1385 مقام معظم رهبری در سفر به استان سمنان توجه همگان را به مسئله مهمی به نام ناتوی فرهنگی جلب نمودند. معظم له ضمن تشریح مفاهیم مرتبط با ناتوی فرهنگی فرمودند: «باندهای بین‌المللی زر و زور كه برای تسلط بر منافع ملت‌ها، سازمان نظامی ناتو را تشكیل داده بودند اكنون برای نابودی هویت ملی جوامع بشری و تحقق بیش‌تر اهدافشان در پی تشكیل ناتوی فرهنگی هستند تا با استفاده از امكانات زنجیره‌ای متنوع و بسیار گسترده رسانه‌ای سررشته‌ی تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی كشورها و ملت‌ها را به دست گیرند كه باید هوشیارانه، این مسئله را زیر نظر داشت». و اما قبل از ورود به بحث به اختصار توضیحی پیرامون فعالیت ناتو سازمان آتلانتیك شمالی (NATO=North Atlatic Treaty organiz ation )ارایه می‌شود.

ناتو

در سال 1949 میلادی یعنی دقیقاً 4 سال پس از پایان جنگ جهانی دوم سازمان پیمان آتلانتیك شمالی (ناتو) با حضور دول فاتح جنگ یعنی آمریكا و كشورهای اروپای غربی با هدف مقابله با قدرت نوظهور شوروی در بعد نظامی و سیاسی آن شكل گرفت. رویكرد اصلی ناتو از آغاز فعالیتش نظامی بوده است از این رو در تاریخ قرن بیستم مشاهده می‌كنیم كه این سازمان با اشغال كره جنوبی در سال 1950 میلادی دامنه نفوذ خود را تا جنوب شرق آسیا گسترش داد و پس از آن با عضویت یونان و تركیه در سال 1952 حوزه مهم مدیترانه را نیز ضمیمه حضور نظامی خود كرد. گذشته از ابعاد سیاسی، اقتصادی و نظامی به نظر می‌رسد در سال‌های آغازین هزاره سوم این سازمان به بعد فرهنگی نیز توجه داشته و در این خصوص هم اعضای آن كه همان دولت‌های استعمارگر سابق و مستكبر امروز هستند سرمایه‌گذاری خاصی را انجام داده‌اند. در این میان رویكرد اصلی ناتوی فرهنگی كه مقام معظم رهبری به فراست به آن اشاره فرمودند، بی‌درنگ جنگ نرم و هدف اصلی آن نابودی هویت ملی جوامع بشری به ویژه ملت‌های آزادی‌خواه و استقلال‌طلب جهان است. نكته جالب توجه آن كه اعضای گروه ناتوی فرهنگی و به سركردگی آن شیطان بزرگ آمریكا با بهره‌مندی از 6 دهه تجزیه نظامی‌گری، این بار سیاست و استراتژی خود را نه در محاصره نظامی و تسلیحاتی بلكه در بمباران رسانه‌ای و تبلیغاتی متمركز ساخته‌اند و البته برای رسیدن به این منظور امكانات لازم را نیز در اختیار دارند. شبكه‌های تلویزیونی و راه‌اندازی رادیوهای ماهواره‌ای سایت‌های اینترنتی و شبكه مطبوعات وابسته و زنجیره‌ای جهانی تانك‌ها و توپ‌های این عملیات و حملات فرهنگی هستند. چندین و چند خبرگزاری مسلط بین‌المللی، شبكه‌های خبری غالب همچون بی‌بی‌سی، سی ان‌ ان و تأسیسات ماهواره‌ای، هزاران پایگاه خبری و تبلیغات این قدرت را به آنها داده است تا در ورای قدرت اعجاب‌آور رسانه، انتشار ارزش‌های مشترك غربی را در قالب نظریه جهانی‌سازی در سطح جهان و به ویژه كشورهای در حال توسعه به نظاره بنشینند. شاید برخی بگویند در این جنگ نابرابر رسانه‌ای و فرهنگی، كاری از دست ما ساخته نیست. در این كه این فضا كاملاً نابرابر است شكی نیست اما باید دانست فرهنگ غرب پاشنه آشیل دارد كه می‌توان با شناخت آن، به آن ضربه كاری وارد آورد و آن چیزی نیست مگر درون تهی و بی‌مغز فرهنگ و ارزش‌های غربی یعنی این كه غربی‌ها علی‌رغم پیشرفت در بعد سخت‌افزاری، در بعد نرم‌افزاری هنوز هم با مشكلات بسیاری دست و پنجه نرم می‌كنند. این كه امروز روزنامه لندنی تایمز می‌نویسد: اكثر تازه مسلمانان اروپایی، علت گرایش خود به دین اسلام را كامل بودن قوانین آن ذكر كرده‌اند، خود به خوبی از قدرت نرم‌افزاری جهان اسلام و انقلاب اسلامی حكایت می‌كند. قدرتی كه باعث شد حزب‌الله در جنگ چند روزه در برابر ارتش چهارم دنیا سرافرازانه سرود حماسه را بسراید رزمندگان حزب‌ا... به رهبری سیدحسن نصرا... و با تأسی از اسلام یك تنه بر موج سپاه دشمن، یورش می‌بردند و با مقاومت مردانه خود هیمنه صهیونیست را شكستند و همچنین رزمندگان ایران در طول 8 سال دفاع‌مقدس، به معنای واقعی یك دنیا را مسحور رشادت خود نمودند. نرم‌افزار فرهنگ چیست؟ واژه‌ی «فرهنگ» از واژگان پرمصرفی است كه تعاریف بسیار دارد؛ بعضی از این تعریف‌ها عبارتند از: ـ فرهنگ مجموعه‌ای از آداب و رسوم، میراث فرهنگی و دینی، باورها و ارزش‌هاست (یونسكو، 1994) . ـ فرهنگ معرف تمام ویژگی‌های فكری، معنوی و عاطفی است كه یك جامعه یا گروه را از دیگران متمایز می‌سازد. فرهنگ نه تنها هنر و ادبیات بلكه شیوه‌ی زندگی‌، نظام‌های ارزشی، سنت‌ها و باورها را نیز شامل می‌شود . ـ فرهنگ همان «فرایند برنامه‌ریزی جمعی ذهن‌هاست.» این تعریف متمایز، از آنِ گیرت هافستد است كه فرهنگ را به مثابه‌ی «فرآیند» و نه «نتیجه» یا «محصول» می‌بیند؛ فرآیندی كه طی آن، اعضای یك جامعه یا گروه به ذهنیت و دیدگاههای مشتركی دست می‌یابند. وی این تعریف را براساس مطالعه‌ی فرایندهای مغزشویی در اردوگاههای نظامی پیشنهاد كرده است و به نظر می‌رسد كه آمریكایی‌ها در جنگ‌های فرهنگی بر پایه‌ی این تعریف عمل می‌كنند تا مغز نیروها و شهروندان دشمن را شستشو دهند. این تعریف‌ در ناتو فرهنگی هم كاربرد اساسی دارد زیرتعریفی غربی و مبنای عمل آمریكائی‌ها و ناتو در جنگ‌هاست. ویژگی‌های فرهنگ 1. فرهنگ، یك امر معنوی است. مانند روحی است كه در رفتارها، نگرش‌ها، برخوردها و سایر شئون افراد جامعه، دمیده می‌شود. 2. فرهنگ، امری اجتماعی است. نمی‌توان فرهنگ را به یك فرد نسبت داد. مضافاً، لفظ «فرهنگ» همواره معرف یك گروه، قشر، قوم و... بوده است. 3. فرهنگ امری سیال است. قابلیت رشد و ارتقاء یا انحطاط و ابتذال دارد. 4. مفهوم «فرهنگ» به خودی خود، بار ارزشی ندارد و به همین دلیل، اولاً: هیچ طایفه و قشرو قومی را نمی‌توان بدون فرهنگ نامید، و ثانیاً: می‌توان فرهنگ‌ها را بر اساس چارچوب‌ها و معیارهایی، مورد سنجش قرار داد و ارزش‌گذاری كرد. 5. «فرهنگ» امری مقطعی و خلق‌الساعه نیست. ضمن این كه تغییرپذیر است ولی جنبه‌ی موروثی آن، بسیار بارز و قوی است. 6. فرهنگ، پایدارترین وجه جامعه است و بنابراین تغییران آن كُند است و هرگز شبه فرهنگ جامعه تغییر نمی‌كند. 7. «فرهنگ»، امری «تحقق یافته» است. فرهنگ یك جامعه، ناظر به كیفیت موجود در آن جامعه است. واقعیتی است كه اكنون در آن جامعه وجود دارد. همین ویژگی، یكی از وجوه ممیز بین «دین» یا «ایدئولوژی» می‌باشد. زیرا «دین» یك امر حقیقی ناظر به الگو و وضعیت مطلوب برای آدمی است، حال آن كه فرهنگ یك جامعه هیچ‌گاه كمال یافته‌ی مطلق و مطلوب نیست بلكه همواره قابلیت تكامل دارد. 8. فرهنگ در عین اینكه امری واحد است، مركب و مؤلف از عناصری است كه هر كدام می‌تواند ارزش‌گذاری شده و مثبت یا منفی تلقی گردد. آنچه به عنوان فرهنگ نامیده می‌شود، برایندی است از این جهات با عناصر مثبت یا منفی. با ناتو ـ فرهنگ ویژگی‌های فرهنگ آشنا شدیم. با توجه به اینكه مبانی تفكر و فرهنگ غرب بر پایه لیبرالیسم و اصولی مانند اومانیسم و سكولاریزم پی‌ریزی شده است و اسلام و بیداری اسلامی را در ناتوی فرهنگی به عنوان دشمن اصلی تلقی می‌كند با نگاهی به بیداری اسلامی به ماهیت ناتوی فرهنگی خواهیم پرداخت. بیداری اسلامی از آن در كشورهای اسلامی مباحث مدرنیته مبتنی بر اصول اولیه دین اسلام و با بهره‌گیری از نكات مثبت عقلی مدرنیته غربی تحت عنوان پارادایم ثابت توسعه كه البته غالباً در اصل دین اسلام وجود داشت، به سرعت گسترش یافت كه در یك شكل كلی از آن به بیداری اسلامی یاد می‌شود. ساموئل هانتیگتون گفته است: «انقلاب اسلامی ایران روند بیداری اسلامی را به شدت تسریع كرد»، این روند در غرب، هم در حوزه اندیشه و هم در حوزه عمل با واكنش‌هایی روبرو شد، در حوزه اندیشه منجر به ظهور تفكری شد كه از آن به برخورد تمدن‌ها تعبیر می‌شود، شاید این جمله هانتینگتون، انقلاب شناس بزرگ دنیا همانند جمله اشپینگلر ایدئولوگ سیاسی، صریح نباشد كه گفت: «آینده از آن اسلام است و غرب در مقابل اسلام سقوط خواهد كرد»، اگر جمله‌ هانتینگتون در لفافه است و خبر از نتیجه نبرد نمی‌دهد، كه كدام سوی میدان پیروز می‌شود، صراحت سخنان افرادی چون اشپینگلر و دهها شخصیت سیاسی و علمی در غرب نتیجه و پایان این نبرد را روشن ساخته است. در حوزه عمل، نظام سرمایه‌داری غربی كه قدرت خود را در خطر می‌دید برنامه‌های متعددی را برای مقابله و براندازی حكومت اسلامی در ایران عملی كرد، اما شكست پی در پی برنامه‌های غرب و قدرت روزافزون انقلاب اسلامی سران لیبرال غرب را كه عمدتاً بانیان ناتوی نظامی بودند بر آن داشت تا در یك حركت اساسی ایدئولوژی اسلامی و بیداری اسلامی را مورد حمله قرار دهند تا شاید از این راه بتوانند احتمال از دست دادن آینده را برای خود كم كنند. بدین ترتیب اگر دیروز در قالب دموكراسی لیبرالی و مدرنیته غربی برنامه‌ای فرهنگی ارائه كرده بودند این بار فقط با ابزار ضدفرهنگی وارد میدان نبرد شده‌اند، نظام امپریالیستی می‌داند آنچه امروز در مقابل او به عنوان بیداری اسلامی قد علم كرده به شدت تحت تأثیر اسلام ناب محمدی (ص) است، فلذا عزم آن دارد تا در جنگ با این فرهنگ ناب پیروز شود. به همین دلیل است كه استراتژی خود را مداوم تغییر می‌دهند و ناتو را از پیمان نظامی وارد مسائل اجتماعی و سیاسی كرده‌اند و در حقیقت ناتوی فرهنگی با اهداف اسلام ستیزی به راه انداخته‌اند هر چند هنوز هم اسلام و فرهنگ اسلام را خوب نمی‌شناسد. ماهیت ناتوی فرهنگی ارگان نظامی ناتو، با ابزار ناتوی فرهنگی به عنوان یك سرباز نگاه می‌كند و مدیریت ناتوی فرهنگی در سطح كلان به كل ارگان نظامی به عنوان یك لشكر از نیروی نبرد خود می‌نگرد. در حقیقت میدان نبرد امپریالیسم بر علیه نیروی مقاوم در مقابل سلطه‌ نظام استعمار جهانی، آن چنان گسترده شده كه جنبه نظامی در آن به این سو و آن سو می‌غلطد، و گه گاه در گوشه وكنار آتش جنگ بپا می‌كند، اما در این میدان نبرد، سربازان متعدد فرهنگی با پشتوانه اقتصادی در كنار سربازان نظامی به نبرد با اندیشه مقاوم در مقابل نظام سلطه مشغول‌اند. بدین ترتیب می‌توان ماهیت نظام سلطه را در میدان نبرد برای تضمین «آینده برای خود» متشكل از اجزایی به شرح زیر دانست: الف: وجه غالب، كه ماهیتی ضدفرهنگی دارد و اساس آن بر تخریب پایه‌ها و بنیان فرهنگی و ایدئولوژی كشورهای مقاوم در مقابل نظام سلطه بنا شد، این بخش به كمك ابزار متعددی محقق می‌شود كه مهم‌ترین آنها تخریب روند بیداری جهان اسلام، دامن زدن به اختلاف شیعه و سنی، ترویج فساد و ابتذال اخلاقی، تبلیغ و ترویج عرفان‌های انحرافی و مسلك‌های منحط و استعمار و ساخته و تخریب باورهای ملی و دینی می‌باشد. ب: وجه مقوم، كه ماهیتی اقتصادی دارد، نظام امپریالیستی از دیرباز با تأكید بر جنبه‌های اقتصادی سعی در تثبیت سلطه خود داشته، این جنبه از میدان نبرد غالباً به دو گونه عمل می‌شده، گونه اول نفس چپاول و غارت ثروت ملل است و گونه دوم نوعی وابستگی و تضعیف و مانع شدن از رشد اقتصادی كشورهای تحت سلطه است، اما امروز در میدان نبرد ناتوی فرهنگی مسائل اقتصادی همچون تحریم‌ها حكم مقوم و كاتالیزور برای تسهیل هجمه‌های فرهنگی و تخریب ایدئولوژی‌ها را دارد می‌باشد. ایجاد بحران در نفت و طلا، تحریم نفتی، حتی تنبیه شركت‌ها و... از این دیدگاه اقتصادی نشأت می‌گیرد. نظام سلطه به خوبی می‌داند كه ملتی كه در بحران اقتصادی و فقر مادی دچار است زودتر به مهلكه فقر فرهنگی وارد می‌شود و تنها در این شرایط است كه ارزشهای غربی و فرهنگ لیبرالی جواب می‌دهد والا جایی كه فرهنگ ناب اسلامی و عدالت نسبی رواج دارد ارزشهای لیبرالی، ضدارزش محسوب می‌گردد. ج: وجه زمینه‌ساز، كه ماهیتی نظامی و میلیتاریستی دارد و به عنوان آماده‌سازی بسیاری جنبه‌های دیگر در میدان نبرد ناتوی فرهنگی عمل می‌كند، نظام سلطه جهانی جنگ نظامی به راه می‌اندازد تا بتواند برنامه اصلی خود كه تخریب فرهنگ به كمك مقوم‌های اقتصادی است را عملی كند، كه نمونه‌های آن در جنگ 33 روزو نیز عراق و افغانستان در همین چند ماه گذشته عملیاتی شده است. د: وجه مكمل، كه ماهیت جنگ روانی دارد و به عنوان تسریع كننده برنامه‌های فرهنگی و اقتصادی و بعضاً نظامی عمل می‌كند، جنگ روانی غالباً در حوزه موضوعی خاص عملیاتی می‌شود مثلاً در ماههای گذشته مقوله انرژی هسته‌ای در جمهوری اسلامی ایران و دسترسی بومی به این فناوری در چارچوب عملیات روانی بازتاب داده شده و ایران به عنوان كشوری كه قصد تولید بمب اتم و نابودی جهان را دارد معرفی شد. 11 سپتامبر در حقیقت باید آنقدر بزرگ طراحی شود تا در خور این طرح عظیم كه می‌خواهد به تمام عالم مسلط شود، باشد. علاوه بر این نقطه عطف آغازین می‌بایست به نحوی مجوز حمله به دشمن، (بیداری اسلامی) را صادر كند. براین اساس آنها اعلام می‌كنند كه «اسلام تنها نظام فرهنگی است كه در مقابله با غرب مرتباً افرادی همچون بن‌لادن و طالبان را تولید می‌كند. كسانی كه مدرنیته را تهدید می‌كنند.» بدین ترتیب جنگ جدیدی در ابعادی خاص از سوی آمریكا و هم‌پیمانان ناتویی او بر علیه جهان اسلام آغاز شد كه ابعاد چندگانه آن با ماهیتی فرهنگی و با ابزار متعدد، سعی بر تضمین قدرت آینده برای غرب و آمریكا را دارد. آخرین گفته معاون وزیر دفاع آمریكا و دبیر كل ناتو را نیز برای روشن شدن موضوع شاهد آورده‌ایم. اریك اِدلمن، معاون وزیر دفاع ایالات متحده در روز 19 آوریل با یادآوری همراهی موفقیت‌آمیز ناتو و ایالات متحده در برنامه‌های دفاعی در دوران جنگ سرد گفت كه چنان همكاری‌هایی امروز هم ایدة خوبی به حساب می‌آیند «گرچه ما اكنون در دوران بعد از جنگ سرد هستیم و با چالش‌های جدید و تهدیدهای جدیدی روبرو هستیم.» پاپ دو هوپ شفر، دبیر كل ناتو ضمن موافقت با این سخن گفت: «اصل جدایی‌ناپذیری امنیت» دیدگاهی است كه تمام 26 عضو ناتو اجماعاً با آن موافق هستند. اگر چه ناتو با رویكرد نظامی، پس از جنگ دوم جهانی و برای مقابله با پیمان ورشو ایجاد شد، اما عملكرد ناتو منحصر به كاركرد نظامی نبود؛ بلكه دارای كاركرد سیاسی، اطلاعاتی امنیتی و فرهنگی نیز بود. ناتو قریب نیم قرن یعنی تا سال 1991 (سال فروپاشی شوروی) در عرصه‌های گفته شده سرمایه‌گذاری عظیمی كرده بود. بعد از فروپاشی و احساس اثرگذار بودن ناتو، رویكرد جهان شمولی، ایجاد سلطه و یك جانبه‌گرایی توسط آمریكا پدیدار شد. بنابراین نظم حاكم بر قرن بیستم 1945 تا 1990 م، براساس نظام دوقطبی، بر آمریكا و شوروی، متكی بود. اما در 1990 م، یكی از این دو قطب فروپاشید و خود به پانزده كشور مستقل با نظام‌های سیاسی و اجتماعی گوناگون تقسیم شد. پس از این حادثه، این سئوال مطرح شد كه پس از فروپاشی شوروی سابق چه نظمی در روابط بین‌الملل حاكم خواهد شد به عبارت دیگر، سئوال این بود كه در دهة پایانی قرن بیستم و آغازه هزارة سوم میلادی، نظم حاكم بر روابط انسان‌ها در سراسر جهان چگونه خواهد بود؟ آیا جهان شاهد نظم جدید یك قطبی، دو قطبی یا چند قطبی خواهد شد و یا نظم جدیدی براساس و محور سازمان ملل متحد شكل خواهد گرفت و همة كشورها اعم از كوچك و بزرگ در آن نقش خواهند داشت؟ البته ورود چین و روسیه به مخالفت با آمریكا، رزمایش نظامی پیمان شانگ‌های كه تقریباً با كشورهای ناظر نیمی از جمعیت جهان و 4/1 مساحت كره زمین از لحاظ جغرافیا را به خود اختصاص می‌دهد، پنبه نظام تك قطبی را زده است لیكن با بررسی نظریه‌هایی كه درخصوص نظم نوین جهانی در دو دهه اخیر داده شده بهتر غرب و ناتوی فرهنگی را خواهیم شناخت هر چند این نظریه‌ها تقریباً نقد شده و جوابگوی نیاز بشری نیست ولیكن شناخت آن در دشمن‌شناسی و تفكر ناتو تأثیرگذار است. اولین نظریه‌ای كه در این باره ارائه شد، نظریة «نظم نوین جهانی» (New world order) بود. جرج بوش پدر، رئیس جمهور وقت آمریكا در 1990 م و پس از شكست عراق در جنگ كویت به وسیلة آمریكا و متحدانش، نظم نوین جهانی را مطرح كرد. او در 21 شهریور 1369 شمسی و پیش از نشست مشترك كنگره آمریكا استقرار یك نظم نوین را پس از فروپاشی شوروی سابق نوید داد و گفت: نظم نوین جهانی، منوط و وابسته به رهبری آمریكا، قدرت آمریكا و ارزشهای آمریكا است. وی همچنین در كنگرة آمریكا برای نظم نوین ادعایی خود، چهار هدف را ذكر كرد كه عبارت بودند از: 1. خاتمه دادن به اختلافات از طریق روش‌های مسالمت‌آمیز؛ 2. اتحاد علیه زور و تروریسم؛ 3. كاستن و كنترل زرادخانه‌ها و سلاح‌های اتمی؛ 4. رفتار عادلانه با همة ملت‌ها علاوه بر این، وی برای نظریه خود در خاورمیانه، یعنی منطقة حساسی كه جمهوری اسلامی ایران نیز در آن قرار دارد، چهار هدف را بیان كرد كه عبارت بودند از: 1. حل و فصل مناقشات منطقه‌ای؛ (پس از ورود نظامی به عراق و افغانستان) 2. اعمال كنترل تسلیحاتی در منطقه؛ (كنترل سلاح‌های هسته‌ای و كشتار جمعی در كشورهای اسلامی) 3. ترتیبات جدید امنیت منطقه‌ای؛ 4. ترغیب دموكراسی،‌ عدالت‌ اجتماعی و شكوفایی اقتصاد (لیبرالیسم غربی و ترویج اصول آن مثل دموكراسی ـ سكولاریزم و اومانیسم) واقعیات موجود جهانی در حال حاضر نشان می‌دهد كه تلاش آمریكا برای حفظ جهان تك قدرتی و رهبری آن امری بسیار مشكل است، زیرا ادامة سیاست قدرت انحصاری آمریكا بر جهان از یك سو می‌تواند خطرناك و كلیت تمدن جهان را با مخاطرات جدی روبرو سازد و از سوی دیگر، دستیابی مخالفان و طردشدگان به سلاح‌های مخرب چندان دشوار نیست. لذا آمریكا باید واقعیت جهان چند قطبی را بپذیرد . البته پیمان های منطقه‌ای مانند شانگ‌های و كشورهای اسلامی زمینه‌ساز این پذیرش خواهد بود. بسترسازی این جهان شمولی كه پس از حذف كمونیسم، مكتب اسلام را دشمن اصلی خود می‌دید، اقدام به تئوری‌پردازی كردند و تئوری‌های پایان تاریخ و برخورد تمدن‌ها را كه دارای رویكردهای فرهنگی می‌باشند مطرح نمودند. تئوری پایان تاریخ: پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد (the cold war) این سئوال مطرح شد كه «آیا آیندة جهان پس از نظام دو قطبی،‌ آینده‌ای همراه با صلح،‌آشتی و آرامش است و یا این كه نوع جدیدی از جنگ آن را فرا می‌گیرد؟» در این رابطه دو دیدگاه خوش‌بینانه و بدبینانه طرح گردیده است. تئوری خوش‌بینانه دربارة آیندة جهان از سوی فرانسیس فوكویاما (francis fukuyama) متفكر ژاپنی‌الاصل آمریكا، عضو سابق دفتر برنامه‌ریزی‌های سیاسی در وزارت امور خارجة آمریكا، تحلیل‌گر ارشد مركز مطالعاتی راند (Rand) و شارح نظریة «پایان تاریخ» (the end of history) مطرح گردید و نظریه بدبینانه از سوی ساموئل هانتیگتون با نام «برخورد تمدن‌ها» ارائه شد. فوكویاما نظریة پایان تاریخ را نخست به صورت مقاله و سپس در كتابی با عنوان «پایان تاریخ واپسین انسان» مطرح ساخت . فوكویاما با وام گرفتن مفهوم تاریخ از هگل، پایان سدة بیستم را «پایان تاریخ» نام نهاد، با این منطق كه با پیروزی غرب در جنگ سرد، دمكراسی لیبرال ـ كه به تعبیر او مظهر عقلانیت است ـ پیروز شده و با پیروزی قطعی خرد لیبرالی، انسان‌ها از مرزهای تطور ایدئولوژیك تاریخی پا فراتر نهاده و به دنیای «پسا تاریخ» گام گذاشته‌اند . به اعتقاد فوكویاما، لیبرال دموكراسی شكل‌ نهایی حكومت در جوامع بشری است. تاریخ بشریت نیز مجموعه‌‌ای است منسجم و جهت‌دار كه بخش بزرگی از جامعه بشری را به سوی لیبرال دموكراسی سوق می‌دهد. وی در تشریح نظرات خود ابراز می‌‌دارد كه: پایان تاریخ زمانی است كه انسان به شكلی از جامعة انسانی دست یابد كه در آن عمیق‌ترین و اساسی‌ترین نیازهای بشری برآورده شود. بشر امروزه به جایی رسیده است كه نمی‌تواند دنیایی ذاتاً متفاوت از جهان كنونی را تصور كند، چرا كه هیچ نشانه‌ای از امكان بهبود بنیادی نظم جاری وجود ندارد . فوكویاما در بیان نظریة پایان تاریخ همچنین اضافه می‌كند كه در طول چند سال گذشته همگام با پیروزی لیبرال دموكراسی بر رقبای ایدئولوژیك خود نظیر سلطنت موروثی، فاشیسم و جدیدتر از همه كمونیسم، در سراسر جهان اتفاق‌نظر مهمی دربارة مشروعیت لیبرال دموكراسی به عنوان تنها نظام حكومتی موفق به وجود آمده است. اما افزون بر آن دموكراسی لیبرال ممكن است نقطة پایانی تكامل ایدئولوژیك بشر و آخرین شكل حكومت بشری باشد و در این مقام، پایان تاریخ به شمار آید. در واقع، به اعتقاد فوكویاما شكست كمونیسم دلیل پیروزی ارزشهای لیبرال غربی و پایان درگیری‌های ایدئولوژیك است. نگاه فوكویاما در كتاب «پایان تاریخ» نگاهی است كلان،‌ عمومی و بیرونی. در آن، جهان سرمایه‌داری در مقابل جهان غیرسرمایه‌داری قرار گرفته و پیروزی لیبرال دموكراسی فرض شده است؛ به دیگر عبارت، وی پایان تاریخ را برابر با پیروزی قطعی لیبرالیسم غربی به حساب می‌آورد. گرچه نظریة «پایان تاریخ» در بدو امر با استقبال گسترده در محافل دانشگاهی جهان روبرو شد و برخی از تحلیل‌گران آن را نظریه‌ای بدیع و مهم توصیف كردند، لیكن تحولات سریع در عرصة بین‌الملل به ویژه بروز ملت‌گرایی افراطی، درگیری‌های قومی، مذهبی و منطقه‌ای و حركت‌های اسلام‌خواهی در پاره‌ای از كشورهای اسلامی، اركان این نظریه را سست كرد و زمینه را برای طرح نظریة هشداردهندة «ساموئل هانتیگتون» با عنوان «برخورد تمدن‌ها» هموار ساخت. اما قبل از تبیین و تشریح نظریة برخورد تمدن‌ها، لازم است انتقادات وارده بر نظریة پایان تاریخ فوكویاما را بیان نماییم: 1. شكست كمونیسم دلیل پیروزی ارزشهای لیبرال غربی نیست. 2. فوكویاما در نظریاتش با بی‌توجهی به جهان سوم، آنان را تحقیر كرد و معتقد است كه این كشورها در تحول ایدئولوژیك جهان نقشی ندارند. 3. برداشت فوكویاما از نظریة پایان تاریخ، با نوعی داروینسیم اجتماعی مواجه است. 4. بروز پیمان‌های منطقه‌ای مانند شانك‌های و مخالفت‌ شرق با لیبرالیسم دلیلی بر عدم پذیرش غرب به عنوان قدرت بلامنازع می‌باشد. نظریه برخورد تمدن‌ها ساموئل هانتینگتون مدیر مركز مطالعات استراتژیك دانشگاه «هاروارد»، با نوشتن مقالة جدال‌برانگیز «برخورد تمدن‌ها» در فصلنامة «فارین افیرز» شمارة تابستان 1993، بحثی پردامنه برانگیخت. او در مقالة خود هفت یا هشت تمدن اصلی یعنی تمدن اسلامی، كنفوسیوسی، غربی، ژاپنی، هندو، اسلاو، ارتدكسی، آمریكای لاتین و احتمالاً آفریقا را برشمرد و پیش‌بینی كرد كه جنگ‌های آینده در امتداد خطوط گسل میان این تمدن‌ها روی خواهد داد. هانتینگتون سپس در پاییز همان سال و در همان فصلنامه و سپس در چند سخنرانی متعاقب آن، به دفاع از فرضیة خود پرداخت. بنا به اظهار «دیوید نیوسام» معاون سیاسی سابق وزارت امور خارجة آمریكا و رئیس فعلی مركز مطالعات دیپلماسی دانشگاه جورج تاون: «در طول عمر شورای روابط خارجی هیچ مقاله و نوشتار سیاسی به اندازة مقالة هانتینگتون تجدید چاپ نشده است و چنین واكنش گسترده‌ای در سطح جهان نداشته است. » لكن هانتینگتون وقتی در سال 1993 كتاب «جنگ تمدن‌ها» را منتشر كرد تصور نمی‌كرد كه نظریة وی ده سال بعد زیر سؤال برود. وقتی كه میلیون‌ها تظاهر كننده غربی كه اكثریت آنان را سفیدها تشكیل می‌دادند، در نیویورك، تورنتو، مونترال، هالیوود، لندن، پاریس، رم، برلین، سیدنی و ملبورن پرچم‌هایی را در مخالفت با جنگ علیه یك كشور شرقی مسلمان (عراق) با خود حمل كردند، دلیل قاطعی بر شكست نظریة جنگ تمدن‌های ساموئل هانتینگتون بود . فرضیة اصلی نظریة هانتینگتون به عنوان یكی از دیدگاههای بدبینانه پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، این است كه با پایان یافتن جنگ سرد و تغییر نظام دو قطبی، برخورد، كنش و واكنش تمدن‌ها جایگزین برخوردهای ایدئولوژیگ گذشته شده، فرهنگ، آخرین حرف را در نظام جهانی خواهد زد . او سعی دارد غربی‌ها را متقاعد سازد كه كانون اصلی درگیری‌های آینده، بین تمدن غرب و اتحاد جوامع كنفوسیوسی شرق آسیا و جهان اسلام است و این آخرین مرحلة تكامل درگیری‌ها در جهان خواهد بود . بر این اساس وی خواهان وحدت اروپا و آمریكا و دیگر كشورهای غربی و نیم كرة غربی می‌شود و تجدید قدرت نظامی كشورهای كنفوسیوسی و اسلامی را لازم می‌داند . براساس نظریة «برخورد تمدن‌ها» از آنجا كه پدیدة كشور ـ ملت به عنوان واحد تجزیه و تحلیل تعارضات بین‌المللی رنگ باخته و جنگ ایدئولوژی‌ها نیز پایان پذیرفته است اكنون جهان در آستانة برخورد تمدن‌ها قرار دارد . بنابراین اگر در عصر جنگ سرد و نظام دو قطبی، شمال درصدد بود تا جنوب را از نفوذ اتحاد جماهیر شوروی دور نگه دارد و راه را برای تجارت با جنوب و سرمایه‌گذاری شركت‌های چند ملیتی هموار سازد و جنوب نیز در پی مدرنیزاسیون توسعة اقتصادی و پایان بخشیدن به كلینالیزم و نئوكلنیالیزم بود ، براساس نظریة برخورد تمدن‌ها هر چند دولت ـ ملت‌ها هنوز به عنوان بازیگران بین‌المللی نقش دارند ولی نقش اصلی در این زمینه و در روابط شمال ـ جنوب با تمدن‌ها می‌باشد. رسانه‌ها مهم‌ترین ابزار ناتوی فرهنگی: پس از شناخت غرب و نقد نظریه‌ها جا دارد بدانیم كه بانوی جنگ كاندلیزا رایس اخیراً استراتژی غرب و لیبرالیسم با عقب‌نشینی تغییر داده است. قبلاً ایران، سوریه، كره شمالی و حزب‌ا... را كشورهای محور شرارت خطاب می‌كرد، اخیراً پس از سفر عجولانه او وزیر دفاع‌ آمریكا برای تحویل تسلیحات جدید به كشورهای هم‌پیمان اظهاراتی مبنی بر اینكه این تسلیحات به كشورهای معتدل و میانه‌رو برای مقابله با كشورهای تندرو همچون سوریه، ایران و حزب‌ا... لبنان تحویل می‌دهیم. این عقب‌نشینی آشكار را اعلام كرده است كه البته ناشی از چند عامل ذیل است: الف: بیداری اسلامی و اتحاد و انسجام كشورهای اسلامی ب: پیروزی حزب‌ا... در جنگ 33 روزه و شكست طرح خاورمیانه بزرگ ج: عدم پیروزی فرهنگی و حتی نظامی در عراق و افغانستان د: نداشتن راه پس و پیش برای آمریكا هـ: پیمان شانك‌های و عضویت ایران به عنوان ناظر در آن و ـ رد نظریه‌های تك‌قطبی (دهكده جهانی) ـ پایان تاریخ ـ برخورد تمدن‌ها آمریكا حال با چالش‌هایی مواجه است زیرا اگر عقب‌نشینی كند كه مانند ویتنام جنگ را باخته است و اگر بخواهد بماند مشكلات فرهنگی ـ اقتصادی ـ سیاسی و بالاخص نظامی و كشته شدن هر روز نظامیان خود را شاهد خواهد بود. علیهذا این مطلب دلیلی بر اینكه غرب و ناتوی نظامی برای تسخیر و استیلای بر كشورهای اسلامی باید رویكرد فرهنگی داشته باشد و از براهین قاطع ورود ناتو به عرصه اجتماعی ـ سیاسی و فرهنگی است. در این راستا امپراطوری رسانه‌ای نیز از ابزاری است كه غرب به ویژه آمریكا و اسرائیل از آن بهره‌ فرهنگی می‌برند راه‌اندازی بخش فارسی بی‌بی‌سی (تلویزیون) به صورت شبانه‌روزی و پرداخت هزینه‌های آن توسط آمریكا و انگلیس یكی از راهبردهای اساسی رسانه‌ای ناتوی فرهنگی است. هرچند اقدام شایسته صدا و سیما در راه‌اندازی پرس‌تی‌وی Press TV باعث رساندن صدای حق و اسلام به جهانیان می‌شود و این اقدام به مصداق آب دریا را اگر نتوان كشید ـ هم به قدر تشنگی باید چشید، كام تشنه‌گان حق و حقیقت را سیراب خواهد نمود و در حقیقت گامی برای ادامه مبارزه با ناتوی فرهنگی است. در مقاله‌ای از پایگاه اطلاع‌رسانی رجاءتیوز خواندم: چندی است كه دیگر احتمال كشف نیروهای نفوذی مرتزق از دلارهای آمریكایی در میان بدنه فرهنگی و سیاسی كشور، موضوع بعید و غیرعادی تلقی نمی‌شود. ناتوی فرهنگی با ظرافت و دقت به دنبال به دست آوردن مصادر فرهنگی و رسانه‌ای كشور است. این ماجرا اتفاقی مضاف بر عدم تعلق برخی از دست‌اندركاران امر فرهنگ و رسانه به آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی است. ركن اثربخش سیطره‌ی سیاسی بر مدل جدید تسخیر خبری و رسانه‌ای متكی است. امروزه دیگر همگان به نقش كلیدی بنگاههای خبری، كمپانی‌های سینمایی و شبكه‌های رادیویی به عنوان ابزارهای حیاتی تعیین كننده هژمونی سیاسی اذعان و باور دارند. به همین منظور است كه هر ساله میلیون‌ها دلار در كنگره‌ی آمریكا برای راه‌اندازی و تقویت شبكه‌های ضد ایرانی هزینه می‌شود. این شبكه‌ها به سرعت در حال گسترش حوزه‌ی نفوذ خود هستند. در چند ماه اخیر رادیو فردا و رادیو صدای آمریكا با افزودن بخش‌های خبری و فرهنگی و با فعالیت مضاعف در تولید ساختارهای جذاب رادیویی به دنبال راهیابی بیشتر در دایره‌ی رسانه‌های منتخب ایرانیان هستند. از طرفی به زودی شبكه‌ تلویزیونی فارسی‌زبان بی‌بی‌سی با حجم وسیع تبلیغاتی كار خود را آغاز می‌نماید. 1ـ علیهذا صدا و سیما باید: الف ـ مواظب نفوذ فرهنگ غرب با هزینه‌ها و دلارهای آمریكا باشد. ب ـ تلاش خود را به عنوان لشكر فرهنگی مبارزه با ناتوی فرهنگی توسعه و سازمان‌دهی جدید بنماید. 2ـ دولتمردان و مراكز علمی دانشگاهی با تغییر دیدگاه به ناتو: الف ـ كفرشناسی و غرب‌شناسی را به عنوان رسالت بزرگ مسلمانان جهان و علمای اسلام در سرلوحه كارها قرار داده و ترفندهای استعمارنو و بنا به فرمایش رهبر انقلاب اسلامی استعمار فرانوین را به مردم و مخاطبین از طریق رسانه‌ها و بولتن‌ها بخصوص مطبوعات و صدا و سیما گوشزد نمایند. ب ـ بزرگان اسلام باید از طریق همبستگی و معرفی دشمن مشترك استعمار فرانوین را افشاء نمائید. ج ـ با كم رنگ كردن الگوهای غربی و مبارزه فرهنگی با فیلم و بنگاههای سخن‌پراكنی در حقیقت با تشكیلات به جنگ تشكیلات آنها رفت و روزنامه‌های جهانی ـ صدا و سیمای جهانی مانند پرسی ـ تی وی حتی در میادین ورزشی و المپیك به افشای استعمار فرانوین پرداخت. د ـ مردم و مسئولین را به اطاعت ازولایت و پیروی از فرهنگ اسلام ناب و علاقه‌مندی به وطن و كشور خود در مقابله با تهاجم فرهنگ غرب هوشیار و آماده نمود. هـ ـ اعتماد به نفس مسلمین را در مقابل تهاجم نظامی و فرهنگی با تكیه بر ارزش‌های والای اسلامی مانند دفاع‌مقدس و جنگ 33 روزه افزایش دهند كه این خود پادزهر برای جنگ روانی لیبرالیسم و آمریكا و اسرائیل است. و ـ این شعر زیبای علامه اقبال لاهوری كه نوعی استعمارشناسی و معرفی غرب به جوانان است راه را برای جوانان روشن می كند. تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل: قـدرت افـرنگ نه از چنـگ و ربـاب نــی ز رقـص دختــران بـی‌حجـاب قـدرت افـرنگ از علــم و فــن است از همین آتش چراغش روشن است علم و فن را ای جوان شوخ و شنگ عقــل مـی‌بایـد نـه ملبـــوس فـرنگ ز ـ با آگاه‌سازی دانشجویان ـ طلاب و فرهنگیان از طریق یادداشت‌ها ـ بولتن‌ها ـ اردوهایی در سطح كشور و بخصوص برای نخبگان گذاشته می‌شود ناتوی فرهنگی را ـ زیبا و گویا تدریس و تفهیم كنیم و سپس تقاضای انتقال به تمام آحاد جامعه را نمود. ح ـ در آموزش و پرورش و بسیج به صورت ویژه به مسئله تهدیدات نرم دشمن و ناتوی فرهنگی بپردازیم كار را از فرهنگیان و بسیجیان مخلص شروع و ترویج نمائیم ك از لحاظ عده و عُده بهترین عناصر ترویج فرهنگی می‌باشند. نتیجه: حادثه‌ی یازده سپتامبر زمینه‌ی حضور ناتو در افغانستان و سپس عراق را به بهانه دمكراتیزه كردن منطقه خاورمیانه فراهم می‌كند و متعاقب آن چندین حركت فرهنگی را آغاز می‌شود كه عبارتند از: شعار تقابل جهان غرب و جهان اسلام كه در صحبت‌های اولیه بوش پسر تحت عنوان آغاز جنگ‌های صلیبی نمودار شد، پس از آن تهاجم حساب شده به مبانی دینی و به ویژه شخصیت پیامبر بزرگوار اسلام، هم در كاریكاتورهای موهن دانمارك و هم اهانت پاپ جلوه‌گر می‌شود. این كه چه عواملی باعث تغییر رویكرد ناتو از نظامی به فرهنگی شد می‌توان فهرست‌وار به علل، بازگشت ملت‌های اسلامی به اسلام در قالب یك موج فزاینده، گسترش موج اسلام به اروپا و وحشت پاپ از این گسترش و در نهایت به عدم كارآمدی تهاجم نظامی در سنوات اخیر اشاره كرد. هدف و جهت‌گیری ناتوی فرهنگی، حذف و به حاشیه راندن دین و مرجعیت دینی است، هدف استحاله فرهنگی دینی و جایگزینی فرهنگ مبتذل غربی است، همچنین ترویج خرافات، عرفان و تصوف ساختگی است كه در چند سال اخیر به شدت رواج پیدا كرده است. از مهم‌ترین علل و ریشه‌های تهاجم‌‌پذیری، یكی ضعف بنیه اعتقادی و ایمانی است و دیگری ضعف تحلیل و ادراك سیاسی. اگر همان‌طور كه مقام معظم رهبری فرمودند هوشیارانه‌ ناتوی فرهنگی را زیر نظر داشته باشیم و ابعاد آن را بشناسیم برای مقابله و بازدارندگی از آن به آموزش و اطلاع‌رسانی ـ شناساندن غرب و‌ استعمار فرانوین ـ اعتماد به نفس و خودباوری كشورهای اسلامی (بیداری اسلامی) و شناخت تهدیدات فرهنگی است، راههای مقابله با آن از طریق عده و عُدة دانشجویان ـ آموزش و پرورش و بسیج امكان‌پذیر است. ـ كشورهای اسلامی كه در معرض ناتوی فرهنگی هستند. باید اهتمام ویژه‌ای به جنگ‌های فرهنگی آینده بنمایند و از حوزه‌های نظامی به حوزه‌های فرهنگی (حوزه‌ فناوری نرم) توجه كنند و گرد دستور الهی «واعتصمو بحبل ا... جمیعاً ولاتفرقوا» حلقه زنند. رسانه‌ها به عنوان سربازان مبارزه با ناتوی فرهنگی هستند لذا در توجه به فناوری فرهنگی كوشا باشند و پیش‌بینی و آینده‌نگری لازم را از طریق توسعه رسانه‌ها و توسعه صنایع فرهنگی بعمل آورند. نیروهای مسلح: به تقویت بخش فرهنگی و جنگ روانی توجه خاص نموده و در كنار تجهیزات به آشنایی با اسلام ـ عملیات روانی و نقش مسائل فرهنگی در شكست یا پیروزی ملت‌ها توجه خاص نمایند. همچنین به مسئله پدافند غیرعامل كه در مقابل حملات نظامی و فرهنگی دشمن بازدارندگی مناسب دارد توجه خاصی بنمایند.

منابع و مأخذ: 1. فرهنگ رجایی، پدیده جهانی شدن، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، ص 53. 2. سیدصادق حقیقت، گفتگوی تمدن‌ها و برخورد تمدن‌ها، ص 21. 3. بشیریه، حسین، لیبرالیسم و محافظه‌كاری. ج 2، نشر نی، تهران، 1378. 4. بلیك، دراسدل و اچ، جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا. ترجمه دریا میرحیدر، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، تهران، 1370. 5. بیات، عبدالرسول، فرهنگ واژه‌ها. مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینی، قم، 1381. 6. پارسانیا، حمید، غرب‌شناسی، انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن. مجموعه مقالات نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، قم، 1374. 7. ساموئل هانتیگتون، «برخورد تمدن‌ها»، ترجمه مجتبی امیری، اطلاعات سیاسی اقتصادی، ش 69 8. پراهی، ب، فریب‌خوردگان صهیونیسم. ترجمه ابوالقاسم سری، چاپ دوم، طهوری، تهران، 1357. 9. تی هدر، لیون، باتلاق آمریكا در خاورمیانه، ترجمه رضا حائر اطلاعات، تهران، 1373. 10. جدید بناب، علی، عملكرد صهیونیسم نسبت به جهان اسلام. انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، قم، 1382. 11. حقیقت، سیدصادق، گفتگوی تمدن‌ها و برخورد تمدن‌ها. مؤسسه فرهنگی طه، قم، 1378. 12. ربانی گلپایگانی، علی، ریشه‌ها و نشانه‌های سكولاریسم. كانون اندیشة جوان، تهران، 1379. 13. رجایی، فرهنگ، پدیدة جهانی شدن. ترجمه عبدالحسین آذرنگ، نشر آگاه، تهران، 1380. 14. ری‌شهری، محمد، میزان الحكمه. ج 1، دارالحدیث، قم، 1379. 15. زعیتر، اكرم، سرگذشت فلسطین. ترجمه اكبر هاشمی رفسنجانی، [بی‌جا]،‌[بی‌ نا]، [بی‌تا] 16. كاظم علمداری، بحران جهان و نقدی بر نظریة برخورد تمدن‌ها ، ص 116. 17. مجله سیاسی اقتصادی، ش 80، ص 42. 18. مصطفی زهرائی، اسلام و غرب. مجلة سیاست خارجی سال دهم، ش 1، بهار 75،‌ص 85. 19. دیوان محمد اقبال لاهوری، انتشارات زعیم.


موضوعات مطلب :
مقاله,
نوشته شده توسط پیمان وزیری در 1389/06/7 و ساعت 18:13
نظرات
آرشیو موضوعی
آرشیو ماهیانه
جستجو در وبلاگ

هرگونه رونوشت از مطالب و فایل های این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است