تبلیغات
Islamic Iran | ایران اسلامی

 English  العربیه  Deutsch  Italiana  Español  Россию  日本  中文  한국어  Türkçe                                                                                                                                          صفحه نخست               تماس با ما                پست الکترونیک    

نویسنده
آمار وبلاگ



مطالب اخیر

ناتوی فرهنگی پس از جنگ جهانی دوم و بوجود آمدن جهان دو قطبی (شرق و غرب) پیمان‌های نظامی ناتو و ورشو در سیطره و رقابت تسلیحاتی جنگ سرد بود. صبغه نظامی افزایش جنگ‌افزار تعیین كننده‌ترین ابزار رقابت دو ابرقدرت و كشورهای وابسته به آن بود. پس از این نظامی‌گری با ظهور غول‌های اقتصادی ژاپن و آلمان در كنار آمریكا اندك ـ اندك تسلیحات جای خود را به اقتصاد داد و رقابت‌ها به رقابت‌های اقتصادی تبدیل شد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و یكه تازی آمریكا برای تك قطبی كردن جهان (1990) پنتاگون با استیلای اقتصادی و رقابت‌های نظامی به دنبال اثبات نظریه دهكده جهانی بوش پدر بود و برای جهانی شدن یا آمریكایی شدن جهان به زعم خود بر اسب مراد می‌تاخت. نظریه‌های دهكده جهانی ـ پایان تاریخ و برخورد تمدن‌ها كه توسط استراتژیست‌های آمریكا ارائه شدند از آبشخور جهان تك قطبی و پایان جنگ سرد سیراب شده‌اند اما تولیدكنندگان عظیم سلاح‌های كشتار جمعی با جایگزینی جهان اسلام به عنوان دشمن غرب مجبور به وارد كردن مقولة فرهنگ در رقابت‌های جهانی شدند. چیزی كه از آداب رسوم ـ اعتقادات و هنجارهای اجتماعی جوامع سرچشمه می‌گیرد آرام آرام و در طول سالیان متمادی شكل پیدا می‌كند و مانند مسائل اقتصادی و نظامی به سرعت قابل دستیابی نیست ولی در صورت ورود آن به رقابت‌ها پیروزی از آن كسی است كه بر فرهنگ استیلا داشته باشد. از این لحاظ كشتار جسمانی ارزش و اهمیت كمتری نسبت به كشتار فكری و ذهنی پیدا می‌كند. تسخیر مغزها ـ فكرها ـ عقاید و اندیشه‌ها جزء جنگ‌های بدون خونریزی است كه پیروزی‌هایش سریع‌تر تخریب‌ فیزیكی كمتر و پذیرش متخاصم را راحت‌تر می‌كند. لیكن آثار و عواقب و معضلات اجتماعی ـ سیاسی حتی اقتصادی آن در بلند مدت برای كشور مغلوب بسیار سنگین‌تر از جنگ‌های صرفاً نظامی خواهد بود. ناتوی فرهنگی هم نوعی جنگ پسامدرن است زیرا در فرآیند آن از مرعوب‌سازی با استفاده از فناوری‌های نوین رسانه‌ای مانند رسانه‌های تصویری ـ نوشتاری و صوتی بهره‌گیری می‌شود تا تصویر قدرتمندی از نیروی مهاجم ایجاد كند و با یك شوك ذلت‌بار قدرت و فرهنگ خود را غالب كند، براساس آخرین یافته‌های جنگ روانی ـ به مقدسات ـ اعتقادات فرهنگ جوامع حمله و فرهنگ غرب یا اصطلاح American way of life را به عنوان ركن ركین امنیت جهانی غالب كند در حقیقت بجای عملیات نظامی نوعی عملیات روانی و مدرن از طریق رسانه‌ها باعث غلبه بر كشورهای هدف می‌گردد. در آبان سال 1385 مقام معظم رهبری در سفر به استان سمنان توجه همگان را به مسئله مهمی به نام ناتوی فرهنگی جلب نمودند. معظم له ضمن تشریح مفاهیم مرتبط با ناتوی فرهنگی فرمودند: «باندهای بین‌المللی زر و زور كه برای تسلط بر منافع ملت‌ها، سازمان نظامی ناتو را تشكیل داده بودند اكنون برای نابودی هویت ملی جوامع بشری و تحقق بیش‌تر اهدافشان در پی تشكیل ناتوی فرهنگی هستند تا با استفاده از امكانات زنجیره‌ای متنوع و بسیار گسترده رسانه‌ای سررشته‌ی تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی كشورها و ملت‌ها را به دست گیرند كه باید هوشیارانه، این مسئله را زیر نظر داشت». و اما قبل از ورود به بحث به اختصار توضیحی پیرامون فعالیت ناتو سازمان آتلانتیك شمالی (NATO=North Atlatic Treaty organiz ation )ارایه می‌شود.

ناتو

در سال 1949 میلادی یعنی دقیقاً 4 سال پس از پایان جنگ جهانی دوم سازمان پیمان آتلانتیك شمالی (ناتو) با حضور دول فاتح جنگ یعنی آمریكا و كشورهای اروپای غربی با هدف مقابله با قدرت نوظهور شوروی در بعد نظامی و سیاسی آن شكل گرفت. رویكرد اصلی ناتو از آغاز فعالیتش نظامی بوده است از این رو در تاریخ قرن بیستم مشاهده می‌كنیم كه این سازمان با اشغال كره جنوبی در سال 1950 میلادی دامنه نفوذ خود را تا جنوب شرق آسیا گسترش داد و پس از آن با عضویت یونان و تركیه در سال 1952 حوزه مهم مدیترانه را نیز ضمیمه حضور نظامی خود كرد. گذشته از ابعاد سیاسی، اقتصادی و نظامی به نظر می‌رسد در سال‌های آغازین هزاره سوم این سازمان به بعد فرهنگی نیز توجه داشته و در این خصوص هم اعضای آن كه همان دولت‌های استعمارگر سابق و مستكبر امروز هستند سرمایه‌گذاری خاصی را انجام داده‌اند. در این میان رویكرد اصلی ناتوی فرهنگی كه مقام معظم رهبری به فراست به آن اشاره فرمودند، بی‌درنگ جنگ نرم و هدف اصلی آن نابودی هویت ملی جوامع بشری به ویژه ملت‌های آزادی‌خواه و استقلال‌طلب جهان است. نكته جالب توجه آن كه اعضای گروه ناتوی فرهنگی و به سركردگی آن شیطان بزرگ آمریكا با بهره‌مندی از 6 دهه تجزیه نظامی‌گری، این بار سیاست و استراتژی خود را نه در محاصره نظامی و تسلیحاتی بلكه در بمباران رسانه‌ای و تبلیغاتی متمركز ساخته‌اند و البته برای رسیدن به این منظور امكانات لازم را نیز در اختیار دارند. شبكه‌های تلویزیونی و راه‌اندازی رادیوهای ماهواره‌ای سایت‌های اینترنتی و شبكه مطبوعات وابسته و زنجیره‌ای جهانی تانك‌ها و توپ‌های این عملیات و حملات فرهنگی هستند. چندین و چند خبرگزاری مسلط بین‌المللی، شبكه‌های خبری غالب همچون بی‌بی‌سی، سی ان‌ ان و تأسیسات ماهواره‌ای، هزاران پایگاه خبری و تبلیغات این قدرت را به آنها داده است تا در ورای قدرت اعجاب‌آور رسانه، انتشار ارزش‌های مشترك غربی را در قالب نظریه جهانی‌سازی در سطح جهان و به ویژه كشورهای در حال توسعه به نظاره بنشینند. شاید برخی بگویند در این جنگ نابرابر رسانه‌ای و فرهنگی، كاری از دست ما ساخته نیست. در این كه این فضا كاملاً نابرابر است شكی نیست اما باید دانست فرهنگ غرب پاشنه آشیل دارد كه می‌توان با شناخت آن، به آن ضربه كاری وارد آورد و آن چیزی نیست مگر درون تهی و بی‌مغز فرهنگ و ارزش‌های غربی یعنی این كه غربی‌ها علی‌رغم پیشرفت در بعد سخت‌افزاری، در بعد نرم‌افزاری هنوز هم با مشكلات بسیاری دست و پنجه نرم می‌كنند. این كه امروز روزنامه لندنی تایمز می‌نویسد: اكثر تازه مسلمانان اروپایی، علت گرایش خود به دین اسلام را كامل بودن قوانین آن ذكر كرده‌اند، خود به خوبی از قدرت نرم‌افزاری جهان اسلام و انقلاب اسلامی حكایت می‌كند. قدرتی كه باعث شد حزب‌الله در جنگ چند روزه در برابر ارتش چهارم دنیا سرافرازانه سرود حماسه را بسراید رزمندگان حزب‌ا... به رهبری سیدحسن نصرا... و با تأسی از اسلام یك تنه بر موج سپاه دشمن، یورش می‌بردند و با مقاومت مردانه خود هیمنه صهیونیست را شكستند و همچنین رزمندگان ایران در طول 8 سال دفاع‌مقدس، به معنای واقعی یك دنیا را مسحور رشادت خود نمودند. نرم‌افزار فرهنگ چیست؟ واژه‌ی «فرهنگ» از واژگان پرمصرفی است كه تعاریف بسیار دارد؛ بعضی از این تعریف‌ها عبارتند از: ـ فرهنگ مجموعه‌ای از آداب و رسوم، میراث فرهنگی و دینی، باورها و ارزش‌هاست (یونسكو، 1994) . ـ فرهنگ معرف تمام ویژگی‌های فكری، معنوی و عاطفی است كه یك جامعه یا گروه را از دیگران متمایز می‌سازد. فرهنگ نه تنها هنر و ادبیات بلكه شیوه‌ی زندگی‌، نظام‌های ارزشی، سنت‌ها و باورها را نیز شامل می‌شود . ـ فرهنگ همان «فرایند برنامه‌ریزی جمعی ذهن‌هاست.» این تعریف متمایز، از آنِ گیرت هافستد است كه فرهنگ را به مثابه‌ی «فرآیند» و نه «نتیجه» یا «محصول» می‌بیند؛ فرآیندی كه طی آن، اعضای یك جامعه یا گروه به ذهنیت و دیدگاههای مشتركی دست می‌یابند. وی این تعریف را براساس مطالعه‌ی فرایندهای مغزشویی در اردوگاههای نظامی پیشنهاد كرده است و به نظر می‌رسد كه آمریكایی‌ها در جنگ‌های فرهنگی بر پایه‌ی این تعریف عمل می‌كنند تا مغز نیروها و شهروندان دشمن را شستشو دهند. این تعریف‌ در ناتو فرهنگی هم كاربرد اساسی دارد زیرتعریفی غربی و مبنای عمل آمریكائی‌ها و ناتو در جنگ‌هاست. ویژگی‌های فرهنگ 1. فرهنگ، یك امر معنوی است. مانند روحی است كه در رفتارها، نگرش‌ها، برخوردها و سایر شئون افراد جامعه، دمیده می‌شود. 2. فرهنگ، امری اجتماعی است. نمی‌توان فرهنگ را به یك فرد نسبت داد. مضافاً، لفظ «فرهنگ» همواره معرف یك گروه، قشر، قوم و... بوده است. 3. فرهنگ امری سیال است. قابلیت رشد و ارتقاء یا انحطاط و ابتذال دارد. 4. مفهوم «فرهنگ» به خودی خود، بار ارزشی ندارد و به همین دلیل، اولاً: هیچ طایفه و قشرو قومی را نمی‌توان بدون فرهنگ نامید، و ثانیاً: می‌توان فرهنگ‌ها را بر اساس چارچوب‌ها و معیارهایی، مورد سنجش قرار داد و ارزش‌گذاری كرد. 5. «فرهنگ» امری مقطعی و خلق‌الساعه نیست. ضمن این كه تغییرپذیر است ولی جنبه‌ی موروثی آن، بسیار بارز و قوی است. 6. فرهنگ، پایدارترین وجه جامعه است و بنابراین تغییران آن كُند است و هرگز شبه فرهنگ جامعه تغییر نمی‌كند. 7. «فرهنگ»، امری «تحقق یافته» است. فرهنگ یك جامعه، ناظر به كیفیت موجود در آن جامعه است. واقعیتی است كه اكنون در آن جامعه وجود دارد. همین ویژگی، یكی از وجوه ممیز بین «دین» یا «ایدئولوژی» می‌باشد. زیرا «دین» یك امر حقیقی ناظر به الگو و وضعیت مطلوب برای آدمی است، حال آن كه فرهنگ یك جامعه هیچ‌گاه كمال یافته‌ی مطلق و مطلوب نیست بلكه همواره قابلیت تكامل دارد. 8. فرهنگ در عین اینكه امری واحد است، مركب و مؤلف از عناصری است كه هر كدام می‌تواند ارزش‌گذاری شده و مثبت یا منفی تلقی گردد. آنچه به عنوان فرهنگ نامیده می‌شود، برایندی است از این جهات با عناصر مثبت یا منفی. با ناتو ـ فرهنگ ویژگی‌های فرهنگ آشنا شدیم. با توجه به اینكه مبانی تفكر و فرهنگ غرب بر پایه لیبرالیسم و اصولی مانند اومانیسم و سكولاریزم پی‌ریزی شده است و اسلام و بیداری اسلامی را در ناتوی فرهنگی به عنوان دشمن اصلی تلقی می‌كند با نگاهی به بیداری اسلامی به ماهیت ناتوی فرهنگی خواهیم پرداخت. بیداری اسلامی از آن در كشورهای اسلامی مباحث مدرنیته مبتنی بر اصول اولیه دین اسلام و با بهره‌گیری از نكات مثبت عقلی مدرنیته غربی تحت عنوان پارادایم ثابت توسعه كه البته غالباً در اصل دین اسلام وجود داشت، به سرعت گسترش یافت كه در یك شكل كلی از آن به بیداری اسلامی یاد می‌شود. ساموئل هانتیگتون گفته است: «انقلاب اسلامی ایران روند بیداری اسلامی را به شدت تسریع كرد»، این روند در غرب، هم در حوزه اندیشه و هم در حوزه عمل با واكنش‌هایی روبرو شد، در حوزه اندیشه منجر به ظهور تفكری شد كه از آن به برخورد تمدن‌ها تعبیر می‌شود، شاید این جمله هانتینگتون، انقلاب شناس بزرگ دنیا همانند جمله اشپینگلر ایدئولوگ سیاسی، صریح نباشد كه گفت: «آینده از آن اسلام است و غرب در مقابل اسلام سقوط خواهد كرد»، اگر جمله‌ هانتینگتون در لفافه است و خبر از نتیجه نبرد نمی‌دهد، كه كدام سوی میدان پیروز می‌شود، صراحت سخنان افرادی چون اشپینگلر و دهها شخصیت سیاسی و علمی در غرب نتیجه و پایان این نبرد را روشن ساخته است. در حوزه عمل، نظام سرمایه‌داری غربی كه قدرت خود را در خطر می‌دید برنامه‌های متعددی را برای مقابله و براندازی حكومت اسلامی در ایران عملی كرد، اما شكست پی در پی برنامه‌های غرب و قدرت روزافزون انقلاب اسلامی سران لیبرال غرب را كه عمدتاً بانیان ناتوی نظامی بودند بر آن داشت تا در یك حركت اساسی ایدئولوژی اسلامی و بیداری اسلامی را مورد حمله قرار دهند تا شاید از این راه بتوانند احتمال از دست دادن آینده را برای خود كم كنند. بدین ترتیب اگر دیروز در قالب دموكراسی لیبرالی و مدرنیته غربی برنامه‌ای فرهنگی ارائه كرده بودند این بار فقط با ابزار ضدفرهنگی وارد میدان نبرد شده‌اند، نظام امپریالیستی می‌داند آنچه امروز در مقابل او به عنوان بیداری اسلامی قد علم كرده به شدت تحت تأثیر اسلام ناب محمدی (ص) است، فلذا عزم آن دارد تا در جنگ با این فرهنگ ناب پیروز شود. به همین دلیل است كه استراتژی خود را مداوم تغییر می‌دهند و ناتو را از پیمان نظامی وارد مسائل اجتماعی و سیاسی كرده‌اند و در حقیقت ناتوی فرهنگی با اهداف اسلام ستیزی به راه انداخته‌اند هر چند هنوز هم اسلام و فرهنگ اسلام را خوب نمی‌شناسد. ماهیت ناتوی فرهنگی ارگان نظامی ناتو، با ابزار ناتوی فرهنگی به عنوان یك سرباز نگاه می‌كند و مدیریت ناتوی فرهنگی در سطح كلان به كل ارگان نظامی به عنوان یك لشكر از نیروی نبرد خود می‌نگرد. در حقیقت میدان نبرد امپریالیسم بر علیه نیروی مقاوم در مقابل سلطه‌ نظام استعمار جهانی، آن چنان گسترده شده كه جنبه نظامی در آن به این سو و آن سو می‌غلطد، و گه گاه در گوشه وكنار آتش جنگ بپا می‌كند، اما در این میدان نبرد، سربازان متعدد فرهنگی با پشتوانه اقتصادی در كنار سربازان نظامی به نبرد با اندیشه مقاوم در مقابل نظام سلطه مشغول‌اند. بدین ترتیب می‌توان ماهیت نظام سلطه را در میدان نبرد برای تضمین «آینده برای خود» متشكل از اجزایی به شرح زیر دانست: الف: وجه غالب، كه ماهیتی ضدفرهنگی دارد و اساس آن بر تخریب پایه‌ها و بنیان فرهنگی و ایدئولوژی كشورهای مقاوم در مقابل نظام سلطه بنا شد، این بخش به كمك ابزار متعددی محقق می‌شود كه مهم‌ترین آنها تخریب روند بیداری جهان اسلام، دامن زدن به اختلاف شیعه و سنی، ترویج فساد و ابتذال اخلاقی، تبلیغ و ترویج عرفان‌های انحرافی و مسلك‌های منحط و استعمار و ساخته و تخریب باورهای ملی و دینی می‌باشد. ب: وجه مقوم، كه ماهیتی اقتصادی دارد، نظام امپریالیستی از دیرباز با تأكید بر جنبه‌های اقتصادی سعی در تثبیت سلطه خود داشته، این جنبه از میدان نبرد غالباً به دو گونه عمل می‌شده، گونه اول نفس چپاول و غارت ثروت ملل است و گونه دوم نوعی وابستگی و تضعیف و مانع شدن از رشد اقتصادی كشورهای تحت سلطه است، اما امروز در میدان نبرد ناتوی فرهنگی مسائل اقتصادی همچون تحریم‌ها حكم مقوم و كاتالیزور برای تسهیل هجمه‌های فرهنگی و تخریب ایدئولوژی‌ها را دارد می‌باشد. ایجاد بحران در نفت و طلا، تحریم نفتی، حتی تنبیه شركت‌ها و... از این دیدگاه اقتصادی نشأت می‌گیرد. نظام سلطه به خوبی می‌داند كه ملتی كه در بحران اقتصادی و فقر مادی دچار است زودتر به مهلكه فقر فرهنگی وارد می‌شود و تنها در این شرایط است كه ارزشهای غربی و فرهنگ لیبرالی جواب می‌دهد والا جایی كه فرهنگ ناب اسلامی و عدالت نسبی رواج دارد ارزشهای لیبرالی، ضدارزش محسوب می‌گردد. ج: وجه زمینه‌ساز، كه ماهیتی نظامی و میلیتاریستی دارد و به عنوان آماده‌سازی بسیاری جنبه‌های دیگر در میدان نبرد ناتوی فرهنگی عمل می‌كند، نظام سلطه جهانی جنگ نظامی به راه می‌اندازد تا بتواند برنامه اصلی خود كه تخریب فرهنگ به كمك مقوم‌های اقتصادی است را عملی كند، كه نمونه‌های آن در جنگ 33 روزو نیز عراق و افغانستان در همین چند ماه گذشته عملیاتی شده است. د: وجه مكمل، كه ماهیت جنگ روانی دارد و به عنوان تسریع كننده برنامه‌های فرهنگی و اقتصادی و بعضاً نظامی عمل می‌كند، جنگ روانی غالباً در حوزه موضوعی خاص عملیاتی می‌شود مثلاً در ماههای گذشته مقوله انرژی هسته‌ای در جمهوری اسلامی ایران و دسترسی بومی به این فناوری در چارچوب عملیات روانی بازتاب داده شده و ایران به عنوان كشوری كه قصد تولید بمب اتم و نابودی جهان را دارد معرفی شد. 11 سپتامبر در حقیقت باید آنقدر بزرگ طراحی شود تا در خور این طرح عظیم كه می‌خواهد به تمام عالم مسلط شود، باشد. علاوه بر این نقطه عطف آغازین می‌بایست به نحوی مجوز حمله به دشمن، (بیداری اسلامی) را صادر كند. براین اساس آنها اعلام می‌كنند كه «اسلام تنها نظام فرهنگی است كه در مقابله با غرب مرتباً افرادی همچون بن‌لادن و طالبان را تولید می‌كند. كسانی كه مدرنیته را تهدید می‌كنند.» بدین ترتیب جنگ جدیدی در ابعادی خاص از سوی آمریكا و هم‌پیمانان ناتویی او بر علیه جهان اسلام آغاز شد كه ابعاد چندگانه آن با ماهیتی فرهنگی و با ابزار متعدد، سعی بر تضمین قدرت آینده برای غرب و آمریكا را دارد. آخرین گفته معاون وزیر دفاع آمریكا و دبیر كل ناتو را نیز برای روشن شدن موضوع شاهد آورده‌ایم. اریك اِدلمن، معاون وزیر دفاع ایالات متحده در روز 19 آوریل با یادآوری همراهی موفقیت‌آمیز ناتو و ایالات متحده در برنامه‌های دفاعی در دوران جنگ سرد گفت كه چنان همكاری‌هایی امروز هم ایدة خوبی به حساب می‌آیند «گرچه ما اكنون در دوران بعد از جنگ سرد هستیم و با چالش‌های جدید و تهدیدهای جدیدی روبرو هستیم.» پاپ دو هوپ شفر، دبیر كل ناتو ضمن موافقت با این سخن گفت: «اصل جدایی‌ناپذیری امنیت» دیدگاهی است كه تمام 26 عضو ناتو اجماعاً با آن موافق هستند. اگر چه ناتو با رویكرد نظامی، پس از جنگ دوم جهانی و برای مقابله با پیمان ورشو ایجاد شد، اما عملكرد ناتو منحصر به كاركرد نظامی نبود؛ بلكه دارای كاركرد سیاسی، اطلاعاتی امنیتی و فرهنگی نیز بود. ناتو قریب نیم قرن یعنی تا سال 1991 (سال فروپاشی شوروی) در عرصه‌های گفته شده سرمایه‌گذاری عظیمی كرده بود. بعد از فروپاشی و احساس اثرگذار بودن ناتو، رویكرد جهان شمولی، ایجاد سلطه و یك جانبه‌گرایی توسط آمریكا پدیدار شد. بنابراین نظم حاكم بر قرن بیستم 1945 تا 1990 م، براساس نظام دوقطبی، بر آمریكا و شوروی، متكی بود. اما در 1990 م، یكی از این دو قطب فروپاشید و خود به پانزده كشور مستقل با نظام‌های سیاسی و اجتماعی گوناگون تقسیم شد. پس از این حادثه، این سئوال مطرح شد كه پس از فروپاشی شوروی سابق چه نظمی در روابط بین‌الملل حاكم خواهد شد به عبارت دیگر، سئوال این بود كه در دهة پایانی قرن بیستم و آغازه هزارة سوم میلادی، نظم حاكم بر روابط انسان‌ها در سراسر جهان چگونه خواهد بود؟ آیا جهان شاهد نظم جدید یك قطبی، دو قطبی یا چند قطبی خواهد شد و یا نظم جدیدی براساس و محور سازمان ملل متحد شكل خواهد گرفت و همة كشورها اعم از كوچك و بزرگ در آن نقش خواهند داشت؟ البته ورود چین و روسیه به مخالفت با آمریكا، رزمایش نظامی پیمان شانگ‌های كه تقریباً با كشورهای ناظر نیمی از جمعیت جهان و 4/1 مساحت كره زمین از لحاظ جغرافیا را به خود اختصاص می‌دهد، پنبه نظام تك قطبی را زده است لیكن با بررسی نظریه‌هایی كه درخصوص نظم نوین جهانی در دو دهه اخیر داده شده بهتر غرب و ناتوی فرهنگی را خواهیم شناخت هر چند این نظریه‌ها تقریباً نقد شده و جوابگوی نیاز بشری نیست ولیكن شناخت آن در دشمن‌شناسی و تفكر ناتو تأثیرگذار است. اولین نظریه‌ای كه در این باره ارائه شد، نظریة «نظم نوین جهانی» (New world order) بود. جرج بوش پدر، رئیس جمهور وقت آمریكا در 1990 م و پس از شكست عراق در جنگ كویت به وسیلة آمریكا و متحدانش، نظم نوین جهانی را مطرح كرد. او در 21 شهریور 1369 شمسی و پیش از نشست مشترك كنگره آمریكا استقرار یك نظم نوین را پس از فروپاشی شوروی سابق نوید داد و گفت: نظم نوین جهانی، منوط و وابسته به رهبری آمریكا، قدرت آمریكا و ارزشهای آمریكا است. وی همچنین در كنگرة آمریكا برای نظم نوین ادعایی خود، چهار هدف را ذكر كرد كه عبارت بودند از: 1. خاتمه دادن به اختلافات از طریق روش‌های مسالمت‌آمیز؛ 2. اتحاد علیه زور و تروریسم؛ 3. كاستن و كنترل زرادخانه‌ها و سلاح‌های اتمی؛ 4. رفتار عادلانه با همة ملت‌ها علاوه بر این، وی برای نظریه خود در خاورمیانه، یعنی منطقة حساسی كه جمهوری اسلامی ایران نیز در آن قرار دارد، چهار هدف را بیان كرد كه عبارت بودند از: 1. حل و فصل مناقشات منطقه‌ای؛ (پس از ورود نظامی به عراق و افغانستان) 2. اعمال كنترل تسلیحاتی در منطقه؛ (كنترل سلاح‌های هسته‌ای و كشتار جمعی در كشورهای اسلامی) 3. ترتیبات جدید امنیت منطقه‌ای؛ 4. ترغیب دموكراسی،‌ عدالت‌ اجتماعی و شكوفایی اقتصاد (لیبرالیسم غربی و ترویج اصول آن مثل دموكراسی ـ سكولاریزم و اومانیسم) واقعیات موجود جهانی در حال حاضر نشان می‌دهد كه تلاش آمریكا برای حفظ جهان تك قدرتی و رهبری آن امری بسیار مشكل است، زیرا ادامة سیاست قدرت انحصاری آمریكا بر جهان از یك سو می‌تواند خطرناك و كلیت تمدن جهان را با مخاطرات جدی روبرو سازد و از سوی دیگر، دستیابی مخالفان و طردشدگان به سلاح‌های مخرب چندان دشوار نیست. لذا آمریكا باید واقعیت جهان چند قطبی را بپذیرد . البته پیمان های منطقه‌ای مانند شانگ‌های و كشورهای اسلامی زمینه‌ساز این پذیرش خواهد بود. بسترسازی این جهان شمولی كه پس از حذف كمونیسم، مكتب اسلام را دشمن اصلی خود می‌دید، اقدام به تئوری‌پردازی كردند و تئوری‌های پایان تاریخ و برخورد تمدن‌ها را كه دارای رویكردهای فرهنگی می‌باشند مطرح نمودند. تئوری پایان تاریخ: پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد (the cold war) این سئوال مطرح شد كه «آیا آیندة جهان پس از نظام دو قطبی،‌ آینده‌ای همراه با صلح،‌آشتی و آرامش است و یا این كه نوع جدیدی از جنگ آن را فرا می‌گیرد؟» در این رابطه دو دیدگاه خوش‌بینانه و بدبینانه طرح گردیده است. تئوری خوش‌بینانه دربارة آیندة جهان از سوی فرانسیس فوكویاما (francis fukuyama) متفكر ژاپنی‌الاصل آمریكا، عضو سابق دفتر برنامه‌ریزی‌های سیاسی در وزارت امور خارجة آمریكا، تحلیل‌گر ارشد مركز مطالعاتی راند (Rand) و شارح نظریة «پایان تاریخ» (the end of history) مطرح گردید و نظریه بدبینانه از سوی ساموئل هانتیگتون با نام «برخورد تمدن‌ها» ارائه شد. فوكویاما نظریة پایان تاریخ را نخست به صورت مقاله و سپس در كتابی با عنوان «پایان تاریخ واپسین انسان» مطرح ساخت . فوكویاما با وام گرفتن مفهوم تاریخ از هگل، پایان سدة بیستم را «پایان تاریخ» نام نهاد، با این منطق كه با پیروزی غرب در جنگ سرد، دمكراسی لیبرال ـ كه به تعبیر او مظهر عقلانیت است ـ پیروز شده و با پیروزی قطعی خرد لیبرالی، انسان‌ها از مرزهای تطور ایدئولوژیك تاریخی پا فراتر نهاده و به دنیای «پسا تاریخ» گام گذاشته‌اند . به اعتقاد فوكویاما، لیبرال دموكراسی شكل‌ نهایی حكومت در جوامع بشری است. تاریخ بشریت نیز مجموعه‌‌ای است منسجم و جهت‌دار كه بخش بزرگی از جامعه بشری را به سوی لیبرال دموكراسی سوق می‌دهد. وی در تشریح نظرات خود ابراز می‌‌دارد كه: پایان تاریخ زمانی است كه انسان به شكلی از جامعة انسانی دست یابد كه در آن عمیق‌ترین و اساسی‌ترین نیازهای بشری برآورده شود. بشر امروزه به جایی رسیده است كه نمی‌تواند دنیایی ذاتاً متفاوت از جهان كنونی را تصور كند، چرا كه هیچ نشانه‌ای از امكان بهبود بنیادی نظم جاری وجود ندارد . فوكویاما در بیان نظریة پایان تاریخ همچنین اضافه می‌كند كه در طول چند سال گذشته همگام با پیروزی لیبرال دموكراسی بر رقبای ایدئولوژیك خود نظیر سلطنت موروثی، فاشیسم و جدیدتر از همه كمونیسم، در سراسر جهان اتفاق‌نظر مهمی دربارة مشروعیت لیبرال دموكراسی به عنوان تنها نظام حكومتی موفق به وجود آمده است. اما افزون بر آن دموكراسی لیبرال ممكن است نقطة پایانی تكامل ایدئولوژیك بشر و آخرین شكل حكومت بشری باشد و در این مقام، پایان تاریخ به شمار آید. در واقع، به اعتقاد فوكویاما شكست كمونیسم دلیل پیروزی ارزشهای لیبرال غربی و پایان درگیری‌های ایدئولوژیك است. نگاه فوكویاما در كتاب «پایان تاریخ» نگاهی است كلان،‌ عمومی و بیرونی. در آن، جهان سرمایه‌داری در مقابل جهان غیرسرمایه‌داری قرار گرفته و پیروزی لیبرال دموكراسی فرض شده است؛ به دیگر عبارت، وی پایان تاریخ را برابر با پیروزی قطعی لیبرالیسم غربی به حساب می‌آورد. گرچه نظریة «پایان تاریخ» در بدو امر با استقبال گسترده در محافل دانشگاهی جهان روبرو شد و برخی از تحلیل‌گران آن را نظریه‌ای بدیع و مهم توصیف كردند، لیكن تحولات سریع در عرصة بین‌الملل به ویژه بروز ملت‌گرایی افراطی، درگیری‌های قومی، مذهبی و منطقه‌ای و حركت‌های اسلام‌خواهی در پاره‌ای از كشورهای اسلامی، اركان این نظریه را سست كرد و زمینه را برای طرح نظریة هشداردهندة «ساموئل هانتیگتون» با عنوان «برخورد تمدن‌ها» هموار ساخت. اما قبل از تبیین و تشریح نظریة برخورد تمدن‌ها، لازم است انتقادات وارده بر نظریة پایان تاریخ فوكویاما را بیان نماییم: 1. شكست كمونیسم دلیل پیروزی ارزشهای لیبرال غربی نیست. 2. فوكویاما در نظریاتش با بی‌توجهی به جهان سوم، آنان را تحقیر كرد و معتقد است كه این كشورها در تحول ایدئولوژیك جهان نقشی ندارند. 3. برداشت فوكویاما از نظریة پایان تاریخ، با نوعی داروینسیم اجتماعی مواجه است. 4. بروز پیمان‌های منطقه‌ای مانند شانك‌های و مخالفت‌ شرق با لیبرالیسم دلیلی بر عدم پذیرش غرب به عنوان قدرت بلامنازع می‌باشد. نظریه برخورد تمدن‌ها ساموئل هانتینگتون مدیر مركز مطالعات استراتژیك دانشگاه «هاروارد»، با نوشتن مقالة جدال‌برانگیز «برخورد تمدن‌ها» در فصلنامة «فارین افیرز» شمارة تابستان 1993، بحثی پردامنه برانگیخت. او در مقالة خود هفت یا هشت تمدن اصلی یعنی تمدن اسلامی، كنفوسیوسی، غربی، ژاپنی، هندو، اسلاو، ارتدكسی، آمریكای لاتین و احتمالاً آفریقا را برشمرد و پیش‌بینی كرد كه جنگ‌های آینده در امتداد خطوط گسل میان این تمدن‌ها روی خواهد داد. هانتینگتون سپس در پاییز همان سال و در همان فصلنامه و سپس در چند سخنرانی متعاقب آن، به دفاع از فرضیة خود پرداخت. بنا به اظهار «دیوید نیوسام» معاون سیاسی سابق وزارت امور خارجة آمریكا و رئیس فعلی مركز مطالعات دیپلماسی دانشگاه جورج تاون: «در طول عمر شورای روابط خارجی هیچ مقاله و نوشتار سیاسی به اندازة مقالة هانتینگتون تجدید چاپ نشده است و چنین واكنش گسترده‌ای در سطح جهان نداشته است. » لكن هانتینگتون وقتی در سال 1993 كتاب «جنگ تمدن‌ها» را منتشر كرد تصور نمی‌كرد كه نظریة وی ده سال بعد زیر سؤال برود. وقتی كه میلیون‌ها تظاهر كننده غربی كه اكثریت آنان را سفیدها تشكیل می‌دادند، در نیویورك، تورنتو، مونترال، هالیوود، لندن، پاریس، رم، برلین، سیدنی و ملبورن پرچم‌هایی را در مخالفت با جنگ علیه یك كشور شرقی مسلمان (عراق) با خود حمل كردند، دلیل قاطعی بر شكست نظریة جنگ تمدن‌های ساموئل هانتینگتون بود . فرضیة اصلی نظریة هانتینگتون به عنوان یكی از دیدگاههای بدبینانه پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، این است كه با پایان یافتن جنگ سرد و تغییر نظام دو قطبی، برخورد، كنش و واكنش تمدن‌ها جایگزین برخوردهای ایدئولوژیگ گذشته شده، فرهنگ، آخرین حرف را در نظام جهانی خواهد زد . او سعی دارد غربی‌ها را متقاعد سازد كه كانون اصلی درگیری‌های آینده، بین تمدن غرب و اتحاد جوامع كنفوسیوسی شرق آسیا و جهان اسلام است و این آخرین مرحلة تكامل درگیری‌ها در جهان خواهد بود . بر این اساس وی خواهان وحدت اروپا و آمریكا و دیگر كشورهای غربی و نیم كرة غربی می‌شود و تجدید قدرت نظامی كشورهای كنفوسیوسی و اسلامی را لازم می‌داند . براساس نظریة «برخورد تمدن‌ها» از آنجا كه پدیدة كشور ـ ملت به عنوان واحد تجزیه و تحلیل تعارضات بین‌المللی رنگ باخته و جنگ ایدئولوژی‌ها نیز پایان پذیرفته است اكنون جهان در آستانة برخورد تمدن‌ها قرار دارد . بنابراین اگر در عصر جنگ سرد و نظام دو قطبی، شمال درصدد بود تا جنوب را از نفوذ اتحاد جماهیر شوروی دور نگه دارد و راه را برای تجارت با جنوب و سرمایه‌گذاری شركت‌های چند ملیتی هموار سازد و جنوب نیز در پی مدرنیزاسیون توسعة اقتصادی و پایان بخشیدن به كلینالیزم و نئوكلنیالیزم بود ، براساس نظریة برخورد تمدن‌ها هر چند دولت ـ ملت‌ها هنوز به عنوان بازیگران بین‌المللی نقش دارند ولی نقش اصلی در این زمینه و در روابط شمال ـ جنوب با تمدن‌ها می‌باشد. رسانه‌ها مهم‌ترین ابزار ناتوی فرهنگی: پس از شناخت غرب و نقد نظریه‌ها جا دارد بدانیم كه بانوی جنگ كاندلیزا رایس اخیراً استراتژی غرب و لیبرالیسم با عقب‌نشینی تغییر داده است. قبلاً ایران، سوریه، كره شمالی و حزب‌ا... را كشورهای محور شرارت خطاب می‌كرد، اخیراً پس از سفر عجولانه او وزیر دفاع‌ آمریكا برای تحویل تسلیحات جدید به كشورهای هم‌پیمان اظهاراتی مبنی بر اینكه این تسلیحات به كشورهای معتدل و میانه‌رو برای مقابله با كشورهای تندرو همچون سوریه، ایران و حزب‌ا... لبنان تحویل می‌دهیم. این عقب‌نشینی آشكار را اعلام كرده است كه البته ناشی از چند عامل ذیل است: الف: بیداری اسلامی و اتحاد و انسجام كشورهای اسلامی ب: پیروزی حزب‌ا... در جنگ 33 روزه و شكست طرح خاورمیانه بزرگ ج: عدم پیروزی فرهنگی و حتی نظامی در عراق و افغانستان د: نداشتن راه پس و پیش برای آمریكا هـ: پیمان شانك‌های و عضویت ایران به عنوان ناظر در آن و ـ رد نظریه‌های تك‌قطبی (دهكده جهانی) ـ پایان تاریخ ـ برخورد تمدن‌ها آمریكا حال با چالش‌هایی مواجه است زیرا اگر عقب‌نشینی كند كه مانند ویتنام جنگ را باخته است و اگر بخواهد بماند مشكلات فرهنگی ـ اقتصادی ـ سیاسی و بالاخص نظامی و كشته شدن هر روز نظامیان خود را شاهد خواهد بود. علیهذا این مطلب دلیلی بر اینكه غرب و ناتوی نظامی برای تسخیر و استیلای بر كشورهای اسلامی باید رویكرد فرهنگی داشته باشد و از براهین قاطع ورود ناتو به عرصه اجتماعی ـ سیاسی و فرهنگی است. در این راستا امپراطوری رسانه‌ای نیز از ابزاری است كه غرب به ویژه آمریكا و اسرائیل از آن بهره‌ فرهنگی می‌برند راه‌اندازی بخش فارسی بی‌بی‌سی (تلویزیون) به صورت شبانه‌روزی و پرداخت هزینه‌های آن توسط آمریكا و انگلیس یكی از راهبردهای اساسی رسانه‌ای ناتوی فرهنگی است. هرچند اقدام شایسته صدا و سیما در راه‌اندازی پرس‌تی‌وی Press TV باعث رساندن صدای حق و اسلام به جهانیان می‌شود و این اقدام به مصداق آب دریا را اگر نتوان كشید ـ هم به قدر تشنگی باید چشید، كام تشنه‌گان حق و حقیقت را سیراب خواهد نمود و در حقیقت گامی برای ادامه مبارزه با ناتوی فرهنگی است. در مقاله‌ای از پایگاه اطلاع‌رسانی رجاءتیوز خواندم: چندی است كه دیگر احتمال كشف نیروهای نفوذی مرتزق از دلارهای آمریكایی در میان بدنه فرهنگی و سیاسی كشور، موضوع بعید و غیرعادی تلقی نمی‌شود. ناتوی فرهنگی با ظرافت و دقت به دنبال به دست آوردن مصادر فرهنگی و رسانه‌ای كشور است. این ماجرا اتفاقی مضاف بر عدم تعلق برخی از دست‌اندركاران امر فرهنگ و رسانه به آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی است. ركن اثربخش سیطره‌ی سیاسی بر مدل جدید تسخیر خبری و رسانه‌ای متكی است. امروزه دیگر همگان به نقش كلیدی بنگاههای خبری، كمپانی‌های سینمایی و شبكه‌های رادیویی به عنوان ابزارهای حیاتی تعیین كننده هژمونی سیاسی اذعان و باور دارند. به همین منظور است كه هر ساله میلیون‌ها دلار در كنگره‌ی آمریكا برای راه‌اندازی و تقویت شبكه‌های ضد ایرانی هزینه می‌شود. این شبكه‌ها به سرعت در حال گسترش حوزه‌ی نفوذ خود هستند. در چند ماه اخیر رادیو فردا و رادیو صدای آمریكا با افزودن بخش‌های خبری و فرهنگی و با فعالیت مضاعف در تولید ساختارهای جذاب رادیویی به دنبال راهیابی بیشتر در دایره‌ی رسانه‌های منتخب ایرانیان هستند. از طرفی به زودی شبكه‌ تلویزیونی فارسی‌زبان بی‌بی‌سی با حجم وسیع تبلیغاتی كار خود را آغاز می‌نماید. 1ـ علیهذا صدا و سیما باید: الف ـ مواظب نفوذ فرهنگ غرب با هزینه‌ها و دلارهای آمریكا باشد. ب ـ تلاش خود را به عنوان لشكر فرهنگی مبارزه با ناتوی فرهنگی توسعه و سازمان‌دهی جدید بنماید. 2ـ دولتمردان و مراكز علمی دانشگاهی با تغییر دیدگاه به ناتو: الف ـ كفرشناسی و غرب‌شناسی را به عنوان رسالت بزرگ مسلمانان جهان و علمای اسلام در سرلوحه كارها قرار داده و ترفندهای استعمارنو و بنا به فرمایش رهبر انقلاب اسلامی استعمار فرانوین را به مردم و مخاطبین از طریق رسانه‌ها و بولتن‌ها بخصوص مطبوعات و صدا و سیما گوشزد نمایند. ب ـ بزرگان اسلام باید از طریق همبستگی و معرفی دشمن مشترك استعمار فرانوین را افشاء نمائید. ج ـ با كم رنگ كردن الگوهای غربی و مبارزه فرهنگی با فیلم و بنگاههای سخن‌پراكنی در حقیقت با تشكیلات به جنگ تشكیلات آنها رفت و روزنامه‌های جهانی ـ صدا و سیمای جهانی مانند پرسی ـ تی وی حتی در میادین ورزشی و المپیك به افشای استعمار فرانوین پرداخت. د ـ مردم و مسئولین را به اطاعت ازولایت و پیروی از فرهنگ اسلام ناب و علاقه‌مندی به وطن و كشور خود در مقابله با تهاجم فرهنگ غرب هوشیار و آماده نمود. هـ ـ اعتماد به نفس مسلمین را در مقابل تهاجم نظامی و فرهنگی با تكیه بر ارزش‌های والای اسلامی مانند دفاع‌مقدس و جنگ 33 روزه افزایش دهند كه این خود پادزهر برای جنگ روانی لیبرالیسم و آمریكا و اسرائیل است. و ـ این شعر زیبای علامه اقبال لاهوری كه نوعی استعمارشناسی و معرفی غرب به جوانان است راه را برای جوانان روشن می كند. تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل: قـدرت افـرنگ نه از چنـگ و ربـاب نــی ز رقـص دختــران بـی‌حجـاب قـدرت افـرنگ از علــم و فــن است از همین آتش چراغش روشن است علم و فن را ای جوان شوخ و شنگ عقــل مـی‌بایـد نـه ملبـــوس فـرنگ ز ـ با آگاه‌سازی دانشجویان ـ طلاب و فرهنگیان از طریق یادداشت‌ها ـ بولتن‌ها ـ اردوهایی در سطح كشور و بخصوص برای نخبگان گذاشته می‌شود ناتوی فرهنگی را ـ زیبا و گویا تدریس و تفهیم كنیم و سپس تقاضای انتقال به تمام آحاد جامعه را نمود. ح ـ در آموزش و پرورش و بسیج به صورت ویژه به مسئله تهدیدات نرم دشمن و ناتوی فرهنگی بپردازیم كار را از فرهنگیان و بسیجیان مخلص شروع و ترویج نمائیم ك از لحاظ عده و عُده بهترین عناصر ترویج فرهنگی می‌باشند. نتیجه: حادثه‌ی یازده سپتامبر زمینه‌ی حضور ناتو در افغانستان و سپس عراق را به بهانه دمكراتیزه كردن منطقه خاورمیانه فراهم می‌كند و متعاقب آن چندین حركت فرهنگی را آغاز می‌شود كه عبارتند از: شعار تقابل جهان غرب و جهان اسلام كه در صحبت‌های اولیه بوش پسر تحت عنوان آغاز جنگ‌های صلیبی نمودار شد، پس از آن تهاجم حساب شده به مبانی دینی و به ویژه شخصیت پیامبر بزرگوار اسلام، هم در كاریكاتورهای موهن دانمارك و هم اهانت پاپ جلوه‌گر می‌شود. این كه چه عواملی باعث تغییر رویكرد ناتو از نظامی به فرهنگی شد می‌توان فهرست‌وار به علل، بازگشت ملت‌های اسلامی به اسلام در قالب یك موج فزاینده، گسترش موج اسلام به اروپا و وحشت پاپ از این گسترش و در نهایت به عدم كارآمدی تهاجم نظامی در سنوات اخیر اشاره كرد. هدف و جهت‌گیری ناتوی فرهنگی، حذف و به حاشیه راندن دین و مرجعیت دینی است، هدف استحاله فرهنگی دینی و جایگزینی فرهنگ مبتذل غربی است، همچنین ترویج خرافات، عرفان و تصوف ساختگی است كه در چند سال اخیر به شدت رواج پیدا كرده است. از مهم‌ترین علل و ریشه‌های تهاجم‌‌پذیری، یكی ضعف بنیه اعتقادی و ایمانی است و دیگری ضعف تحلیل و ادراك سیاسی. اگر همان‌طور كه مقام معظم رهبری فرمودند هوشیارانه‌ ناتوی فرهنگی را زیر نظر داشته باشیم و ابعاد آن را بشناسیم برای مقابله و بازدارندگی از آن به آموزش و اطلاع‌رسانی ـ شناساندن غرب و‌ استعمار فرانوین ـ اعتماد به نفس و خودباوری كشورهای اسلامی (بیداری اسلامی) و شناخت تهدیدات فرهنگی است، راههای مقابله با آن از طریق عده و عُدة دانشجویان ـ آموزش و پرورش و بسیج امكان‌پذیر است. ـ كشورهای اسلامی كه در معرض ناتوی فرهنگی هستند. باید اهتمام ویژه‌ای به جنگ‌های فرهنگی آینده بنمایند و از حوزه‌های نظامی به حوزه‌های فرهنگی (حوزه‌ فناوری نرم) توجه كنند و گرد دستور الهی «واعتصمو بحبل ا... جمیعاً ولاتفرقوا» حلقه زنند. رسانه‌ها به عنوان سربازان مبارزه با ناتوی فرهنگی هستند لذا در توجه به فناوری فرهنگی كوشا باشند و پیش‌بینی و آینده‌نگری لازم را از طریق توسعه رسانه‌ها و توسعه صنایع فرهنگی بعمل آورند. نیروهای مسلح: به تقویت بخش فرهنگی و جنگ روانی توجه خاص نموده و در كنار تجهیزات به آشنایی با اسلام ـ عملیات روانی و نقش مسائل فرهنگی در شكست یا پیروزی ملت‌ها توجه خاص نمایند. همچنین به مسئله پدافند غیرعامل كه در مقابل حملات نظامی و فرهنگی دشمن بازدارندگی مناسب دارد توجه خاصی بنمایند.

منابع و مأخذ: 1. فرهنگ رجایی، پدیده جهانی شدن، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، ص 53. 2. سیدصادق حقیقت، گفتگوی تمدن‌ها و برخورد تمدن‌ها، ص 21. 3. بشیریه، حسین، لیبرالیسم و محافظه‌كاری. ج 2، نشر نی، تهران، 1378. 4. بلیك، دراسدل و اچ، جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا. ترجمه دریا میرحیدر، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، تهران، 1370. 5. بیات، عبدالرسول، فرهنگ واژه‌ها. مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینی، قم، 1381. 6. پارسانیا، حمید، غرب‌شناسی، انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن. مجموعه مقالات نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، قم، 1374. 7. ساموئل هانتیگتون، «برخورد تمدن‌ها»، ترجمه مجتبی امیری، اطلاعات سیاسی اقتصادی، ش 69 8. پراهی، ب، فریب‌خوردگان صهیونیسم. ترجمه ابوالقاسم سری، چاپ دوم، طهوری، تهران، 1357. 9. تی هدر، لیون، باتلاق آمریكا در خاورمیانه، ترجمه رضا حائر اطلاعات، تهران، 1373. 10. جدید بناب، علی، عملكرد صهیونیسم نسبت به جهان اسلام. انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، قم، 1382. 11. حقیقت، سیدصادق، گفتگوی تمدن‌ها و برخورد تمدن‌ها. مؤسسه فرهنگی طه، قم، 1378. 12. ربانی گلپایگانی، علی، ریشه‌ها و نشانه‌های سكولاریسم. كانون اندیشة جوان، تهران، 1379. 13. رجایی، فرهنگ، پدیدة جهانی شدن. ترجمه عبدالحسین آذرنگ، نشر آگاه، تهران، 1380. 14. ری‌شهری، محمد، میزان الحكمه. ج 1، دارالحدیث، قم، 1379. 15. زعیتر، اكرم، سرگذشت فلسطین. ترجمه اكبر هاشمی رفسنجانی، [بی‌جا]،‌[بی‌ نا]، [بی‌تا] 16. كاظم علمداری، بحران جهان و نقدی بر نظریة برخورد تمدن‌ها ، ص 116. 17. مجله سیاسی اقتصادی، ش 80، ص 42. 18. مصطفی زهرائی، اسلام و غرب. مجلة سیاست خارجی سال دهم، ش 1، بهار 75،‌ص 85. 19. دیوان محمد اقبال لاهوری، انتشارات زعیم.


موضوعات مطلب :
مقاله,
نوشته شده توسط پیمان وزیری در 1389/06/7 و ساعت 17:13
نظرات
آرشیو موضوعی
آرشیو ماهیانه
جستجو در وبلاگ

هرگونه رونوشت از مطالب و فایل های این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است